فهرست صدها عنوان وبلاگهای من از 84/06/17 الی 89/08/30

اگر باران به دلها نبارد ...
X
تبلیغات
رایتل

اگر باران به دلها نبارد ...
راجع به زندگی وَ مسائل مختلف آن ...




برای گرفتن فال کلیک کنید


لیست وبلاگهای به روز شده
قالب وبلاگ

 
 

 

  بسم الله الرحمن الرحیم  


 

 

 

اوضاع برخی از مدیریتهای ما! ... - پنجشنبه نوزدهم شهریور ۱۳۹۴
پناهگاه-هایی برای دردها وُ تنهایی-ها ... - پنجشنبه نوزدهم شهریور ۱۳۹۴
بـــزرگـی به عـــقـــل-ست ، نه به سـال ... - پنجشنبه نوزدهم شهریور ۱۳۹۴
رَحـِم اجاره‌ای ِ احیاء فتنه-گران ... - چهارشنبه هجدهم شهریور ۱۳۹۴
اگر کسی به نام اسلام استبداد کرد ... - جمعه سیزدهم شهریور ۱۳۹۴
لبریز کردن ظرفهای نیازهای مادی ... - چهارشنبه یازدهم شهریور ۱۳۹۴
مبارزه-ی مُشت با دَرَفش ... - سه شنبه دهم شهریور ۱۳۹۴
هر چیز که اندر پی آنی ، آنی ... - دوشنبه نهم شهریور ۱۳۹۴
مُچ-گیری وَ دستگیری ... - دوشنبه نهم شهریور ۱۳۹۴
با چشم سیاه آمده در شعر که جآنی بشود - شنبه هفتم شهریور ۱۳۹۴
زمزمه-های خاموش فسادی جدید ... - جمعه ششم شهریور ۱۳۹۴
از اینجا تا آنجا ... - پنجشنبه پنجم شهریور ۱۳۹۴
گر چه طاعت را از او کردم دریغ ... - پنجشنبه پنجم شهریور ۱۳۹۴
نسل امروز ... - چهارشنبه چهارم شهریور ۱۳۹۴
ماجرایی ادامه دار ... - چهارشنبه چهارم شهریور ۱۳۹۴
نسل امروز ... - سه شنبه سوم شهریور ۱۳۹۴
زاهدان خواهند اسیر دام تزویرم کنند - یکشنبه یکم شهریور ۱۳۹۴
چرا « نوشدارو پس از مرگ سهراب »؟! - شنبه سی و یکم مرداد ۱۳۹۴
آب-انـبـار قدیمی آب شـُرب - پنجشنبه بیست و نهم مرداد ۱۳۹۴
خدمت یا خیانت؟ - پنجشنبه بیست و نهم مرداد ۱۳۹۴
خیــلی وقته خدایی میکنه ... - سه شنبه بیست و هفتم مرداد ۱۳۹۴
نردبان ِ تـــزویـــر ، جـهـــل ِ اطرافیان-ست ... - دوشنبه بیست و ششم مرداد ۱۳۹۴
یک کلاغ چهل کلاغ ِ راویان خبر - شنبه بیست و چهارم مرداد ۱۳۹۴
این سه چهار روزه-ی عُمر ... - جمعه بیست و سوم مرداد ۱۳۹۴
سید حسن خمینی: آبروی مؤمن از کعبه بالاتر - پنجشنبه بیست و دوم مرداد ۱۳۹۴
خودباوری وَ اعتماد به نفس این مَرد - چهارشنبه بیست و یکم مرداد ۱۳۹۴
فکر دلتنگی این مزرعه باش ... - سه شنبه بیستم مرداد ۱۳۹۴
پول بیت المال خوردن باعث آرامش است! ... - دوشنبه نوزدهم مرداد ۱۳۹۴
پزشکیان: و امروز هم می‌گوید آن روزها دیگر گذشته و نباید کاه کهنه را به باد دهیم ... - شنبه هفدهم مرداد ۱۳۹۴
نابودی مردمان گذشته ... - پنجشنبه پانزدهم مرداد ۱۳۹۴
عینک مُلا وَ دانشمند غریبه ... - چهارشنبه چهاردهم مرداد ۱۳۹۴
کاسبان تحریم چه کسانی بوده-اند؟ - چهارشنبه چهاردهم مرداد ۱۳۹۴
چه کسانی فرعونها را بوجود میآورند؟ ... - سه شنبه سیزدهم مرداد ۱۳۹۴
بلا نسبت معلمهای خوب! ... - شنبه دهم مرداد ۱۳۹۴
بازهم می خواهمت ... - پنجشنبه هشتم مرداد ۱۳۹۴
نگاه شما: واقعا کار نیست؟! - پنجشنبه هشتم مرداد ۱۳۹۴
کشور را با استخاره نمی توان اداره کرد ... - چهارشنبه هفتم مرداد ۱۳۹۴
بهترین خبر، بی خبری است! ... - دوشنبه پنجم مرداد ۱۳۹۴
[عنوان ندارد] - یکشنبه چهارم مرداد ۱۳۹۴
علی مطهری: حفظ انقلاب اسلامی وَ ایجاد جامعه-ای متعادل ... - شنبه سوم مرداد ۱۳۹۴
درسهایی از یک بحران - جمعه دوم مرداد ۱۳۹۴
اگر تحریم بد است، چرا از دولت قبل سوالی در اینباره نمی کردید؟ - پنجشنبه یکم مرداد ۱۳۹۴
من ازین فاصله عاشق نمیشم ... - چهارشنبه سی و یکم تیر ۱۳۹۴
نمازخانه فراوان ، نماز خوان اندک! - دوشنبه بیست و نهم تیر ۱۳۹۴
مرد یعنی هدیه زن از خدا ... - جمعه بیست و ششم تیر ۱۳۹۴
آیت الله امجد: امروز معیارهای حق و باطل عوض شده ... - پنجشنبه بیست و پنجم تیر ۱۳۹۴
گفتم مولوی می گوید حق نشاید گفت جز زیر لحاف! ... - دوشنبه بیست و دوم تیر ۱۳۹۴
می-توان «راحت» خوابید ... - یکشنبه بیست و یکم تیر ۱۳۹۴
مشکلاتتان همه ، من رَفع وُ آسان میکنم! ... - شنبه بیستم تیر ۱۳۹۴
فعلاً برو سواری بیاموز! ...
- جمعه نوزدهم تیر ۱۳۹۴
 

 

 عـبـــد عـا صـی 

 

 

[ جمعه 20 شهریور 1394 ] [ 00:35 ] [ عـبـــد عـا صـی ] [ نظرات (0) ]

 

  بسم الله الرحمن الرحیم  


 
 

 چطور اینا فکر میکنن از دماغ فیل افتادن؟! ... 

 

  جهت مراجعه به مرجع متن، یا عنوان اصلی، به پیوند فوق اشاره کنید 
 

http://s9.picofile.com/file/8310175134/XODSH3FTEH_1.jpg

نتیجه تصویری برای کارتون خود برتر بینی

تصویر مرتبط

تصویر مرتبط

تصویر مرتبط

 

 میگنا ، زهرا نعمتی پور، روان شناس : در سال های اخیر، توجه روان شناسان اجتماعی و شخصیت، همچنین منتقدان اجتماعی- فرهنگی، به مقوله خودشیفتگی در جوامع امروزی افزایش پیدا کرده است؛ زیرا طبق بررسی های انجام شده توسط یکی از منتقدان، به نام «کریستوفر لش»، به دلیل ایجاد تغییرات زیربنایی در جوامع امروزی، خودشیفتگی در میان نسل امروز شیوع بالایی پیدا کرده است، به طوری که وی این احتمال را تحت عنوان «روان رنجوری عصر حاضر» مورد بررسی قرار داده است. افراد مبتلا به اختلال شخصیت خودشیفته، درکی غیرواقع بینانه و کاذب از اهمیت خود دارند؛ صفتی که به خودبزرگ‌بینی معروف است.

 این افراد معتقدند که خاص و بی همتا هستند و فقط افراد یا موسسات خاص یا عالی رتبه قادر به درک آن ها هستند و لذا تنها باید چنین افرادی در ارتباط باشند. افراد خودشیفته نیاز مفرطی به تحسین شدن دارند لذا ممکن است به صورت دائمی به این موضوع اشتغال ذهنی داشته باشند که تا چه اندازه کارهای خود را خوب و درست انجام می دهند و تا چه اندازه دیگران نظر مساعدی نسبت به آن ها دارند. این اشتغال ذهنی اغلب به شکل نیاز مداوم به توجه، تحسین و تایید از سوی دیگران در می آید.

 ویژگی دیگر این افراد این است که همواره احساس محق بودن می کنند، یعنی به شکل نامعقولی انتظار دارند که دیگران برخورد بسیار مطلوبی با آن ها داشته باشند و با بی چون و چرا تسلیم خواسته های آن ها شوند. این افراد در روابط میان فردی خود استثمارگر هستند، یعنی از دیگران برای رسیدن به اهداف خود سوءاستفاده می کنند و ممکن است از آن ها بیگاری بکشند و معمولا تنها در صورتی با دیگران روابط دوستانه یا عاشقانه برقرار می کنند که احتمال بدهند طرف مقابل شان به پیشبرد مقاصد آن ها کمک کرده و یا به طریقی عزت نفس شان را افزایش می دهد.

  فرد خودشیفته توانایی همدلی با دیگران را ندارد و تمایلی برای دریک یا شناخت احساسات و نیازهای دیگران نشان نمی دهد و اغلب نسبت به افرادی که درباره نگرانی ها و مشکلات خود صحبت می کنند بی صبر و تحقیرکننده رفتار می کند؛ این در حالی است که او از دیگران توقع دارد که او را تحسین کرده و تمامی خواسته ها و نیازهای او را برآورده سازند. همچنین نقص شدید در برقراری روابط صمیمانه، سردی هیجانی و فقدان علاقه متقابل در افراد خودشیفته کاملا مشهود است.

  فرد خودشیفته اغلب به آسانی آزرده خاطر می شود و زمانی این آزردگی رخ می دهد که احساس عزت نفس کاذب فرد خودشیفته مورد تهدید قرار می گیرد. معمولا افراد خودشیفته به دیگران حسادت می ورزند و سعی دارند ویژگی ها و محسنات دیگران را نادیده بگیرند و همواره اعتقاد دارند که خودشان بیش از دیگران مستحق پیشرفت هستند. در مورد این افراد، اگر شخصی نقشی در پیشرفت آن ها داشته باشد. بی رحمانه زحمات او را بی ارزش جلوه می دهند. به علاوه این افراد معمولا رفتارها و نگرش های پرنخوت و متکبرانه ای از خود نشان می دهند که می تواند به طور جدی در روابط میان فردی آن ها اختلال ایجاد کند.

 افراد خودشیفته عزت نفسی بسیار شکننده دارند، به طوری که این خصوصیت، آن ها را نسبت به ضربه ناشی از انتقاد و یا شکست بسیار حساس و آسیب پذیر می سازد، به طوری که این افراد در برابر انتقاد دیگران به شدت دچار احساس حقارت، تهی بودن و بی ارزش می شوند، بنابراین ممکن است در برابر این عمل دیگران متقابلا با نفرت، خشم یا حمله گستاخانه واکنش نشان دهند؛ چنین تجاربی اغلب منجر به انزوای اجتماعی، یا تظاهری از فروتنی کاذب در فرد خودشیفته می شود که می تواند خود بزرگ بینی فرد را پنهان کرده و از آن محافظت نماید.

 پژوهش های روان شناختی انجام شده در حوزه عوامل ایجاد خودشیفتگی در افراد، نظام خانواده و پویایی های آن را در شکل گیری این اختلال بسیار موثر ارزیابی کرده اند. در نظام خانواده، نوع اعتقادات، نگرش ها، فعالیت ها و نحوه برخورد والدین با فرزندان، در قالب الگوهای خانوادگی و سبک های فرزندپروری نمود پیدا می کند؛ حال این که والدین در هر عصری چه سبک و الگویی را برای تربیت فرزندان خود انتخاب می کنند، تحت تاثیر عوامل گوناگونی است که مهم ترین این عوامل شرایط و مقتضیات حاکم بر جامعه در آن دوره زمانی است؛ بدین صورت که ساختار و پویایی نظام خانواده، در پاسخ به تغییرات جامعه، تغییر می یابد که این دگرگونی در نهایت منجر به ایجاد تغییرات عمده ای در ویژگی های شخصیتی فرزندان آن نسل خواهدشد. عامل دیگری که بر چگونگی سبک های فرزندپروری در یک نظام پویای خانواده تاثیر می گذارد، فضای عاطفی حاکم بر خانواده است که درواقع نشأت گرفته از چگونگی روابط همسران با یکدیگر است. فضای متشنج و ناامن حاکم بر خانواده، می تواند اثرات بسیار مخربی را بر شخصیت فرزندان آن خانواده بر جای بگذارد.

 در رابطه با علل شیوع خودشیفتگی در عصر حاضر، باید گفت که نظام های خانوادگی شکل گرفته در این عصر، متاثر از عوامل فوق الذکر، عملکرد مناسب و صحیحی در رابطه با فرزندپروری نداشته اند که در نتیجه آن شاهد افزایش این اختلال در فرزندان امروز هستیم که در ادامه، این دو عامل مورد بررسی قرار خواهدگرفت. در مورد عامل اول شیوع بالای خودشیفتگی در نسل امروز، این نکته قابل توجه است که امروزه والدین، در مقایسه با نسل پیشین خود، حساسیت بیشتری نسبت به افکار و الگوهای حاکم بر جامعه دارند؛ به گونه ای که به دلیل یکسری تغییرات صورت گرفته در اذهان عمومی، برای نمونه، در این عصر ازدواج ها معمولا با انتخاب جوانان صورت می گیرد و تقریبا اجبار والدین برای ازدواج با یک فرد خاص، دیگر رایج نیست و یا تنبیه بدنی کودکان در جوامع امروزی تقریبا منسوخ شده است و در مقابل احترام به فرزندان و حفاظت از عزت نفس آن ها، بیش از پیش مورد توجه والدین امروز قرار گرفته است.

  بسیاری از این گونه تغییرات اجتماعی، تاثیرات مثبتی را بر نظام های حاکم بر خانواده های امروزی داشته است ولی در مقابل، تغییرات نامناسبی نیز در برخی عقاید حاکم بر جامعه ایجاد شده است که به تغییراتی در نحوه فرزندپروری والدین و ایجاد مشکلات و آسیب هایی در فرزندان نسل امروز منجر شده است؛ یکی از این تغییرات، کم شدن اقتدار در والدین امروز است.

 درواقع در نسل امروز، یک جا به جایی قدرت اتفاق افتاده است، به این صورت که امروزه والدین به عنوان مراجع قدرت از سوی فرزندان در نظر گرفته نمی شوند و دوران کودکی آن ها، بدون وجوه درکی از اقتدار والدین سپری شده و قدرت با فاصله زمانی به نهادهای آموزشی و اجتماعی انتقال یافته است، این حالت، رسیدن به استقلال عاطفی را برای فرزندان نسل امروز دشوار می سازد. این درحالی است که تا پیش از این، فرزندان نسل های پیشین، به والدین خود به عنوان مراجع قدرتی نگاه می کردند که در عین حال که تکیه گاه قدرتمندی برای آنان بودند، در مواقع لزوم آن ها را به دلیل اشتباهات شان مورد مواخذه قرار می دادند و در عین حال محبت کافی را نیز نثارشان می کردند؛ این تجربه فرزندان نسل های گذشته، باعث می شد تا آن ها با تصویری کاملا آرمانی یا کاملا اهریمنی از والدین خود بزرگ نشوند و تصورشان از والدین خود، به واقعیت نزدیک باشد.

 در عین حال، این تجربه هم زمان عشق و تنبیه از سوی والدین نسل دیروز، به فرزندان آن نسل، درس بزرگی آموخت، از جمله این که می توان به این والدین قدرتمند اعتماد کرد و در نتیجه در کودک دیروز، خودپنداره سالم عزت نفس متعادلی شکل می گرفت که باعث می شد در آینده، وقتی از سوی دیگران مورد انتقاد قرار می گرفت، احساس حقارت و بی ارزشی در او ایجاد نشود. بدین ترتیب فرزندان نسل های گذشته ای که با سبک فرزندپروری مقتدرانه و محبت آمیز، بارآمده بودند از امنیت عاطفی بنیادینی برخوردار می شدند که آن ها را قادر می ساخت که در طول زمان، خود را از پوسته تخیلات و تفکرات کودکی رها کرده و در نهایت به بلوغ روانی- عاطفی دست پیدا کنند.

  اما در عصر امروز، ستایش افراطی کودکان توسط والدین آن ها، غلو کردن در توانایی های آن ها، تحسین و تمجید بی مورد و در عین حال عدم انتقاد از کودکان در مواقع لزوم، همچنین ارضای بی چون و چرا و دائمی نیازهای فرزندان و عدم اقتدار لازم در والدین، باعث شکل گیری شخصیت ناپخته، بسیار شکننده و پرتوقع در کودکان امروز شده است. فرزندانی که در نتیجه چنین تربیتی، واجد نشانه های خودشیفتگی شده اند و به دریافت تحسین و تمجید مداوم و ارضای بی چون و چرای خواسته هایشان عادت کرده اند و توقع دارند که تمامی افرادی که با آنان در ارتباط هستند، چنین برخوردی را با آنان داشته باشند، وقتی در مراحل بعدی زندگی و ورود به محیط های اجتماعی، با برخورد دیگری از سوی دیگران مواجه می شوند، سرخورده و منزوی خواهند شد.

 همان طور که اشاره شد، خودشیفتگی در فرزندان امروز، علاوه بر فقدان اقتدار والدین، می تواند نتیجه عامل دیگری نیز در پویایی نظام خانواده های امروز باشد و آن افزایش شمار خانواده های آشفته و تشنج در جوامع امروز است.

 در جو آشفته و نابسامان چنین خانواده هایی، فرزندان آزاد و بی اعتنایی های بسیار شدیدی را تجربه می کنند که در نتیجه این آسیب ها، به شکل دیگری، زمینه برای ایجاد خودشیفتگی در فرزندان ایجاد می شود که در این حالت به آن خودشیفتگی جبرانی می گویند؛ در این حالت، مطابق با نظریه روابط شیء که بر تاثیر رابطه آشفته والد- فرزند بر رشدِ «درک خویشتن» تاکید می کند، خودشیفتگی بیمارگونه نتیجه فقدان همدلی بدرفتاری جسمی و روانی و بی توجهی والدین، رد طول دوره رشد کودک است.

  هر کودکی نیاز دارد که از سوی والدین خود، برای دستاوردها و کارهای مثبتی که انجام می دهد، مورد تشویق و تایید قرار بگیرد و بدون دریافت چنین بازخوردهای مثبتی، تنها دو راه انتخاب برای ادامه مسیر زندگی کودک باقی می ماند؛ مسیر اول، انتخاب یأس و ناامیدی و افسردگی در زندگی که به شخصیتی افسرده‌خو در بزرگسالی منجر خواهدشد و مسیر دوم پناه بردن به خیال پردازی های خودبزرگ‌بینانه برای جبران آن چیزی است که کودک در زندگی خود از آن بی بهره بوده است.

 این خیال پردازی های خودبزرگ‌بینانه و این خودشیفتگی جبرانی، به کودک ناایمن، احساس امنیت کاذبی می دهد که در نتیجه آن خودِ چندپاره ای ایجاد می شود که به طور متزلزلی بر عقاید خودبزرگ‌بینانه و غیرواقعی در مورد شایستگی و جذابیت فرد استوار است. در حقیقت، کودکی که در یک خانواده آشفته و نابسامان، به طور مکرر مورد آزار جسمی، روانی و بی توجهی والدین قرار می گیرد، این خودشیفتگی جبرانی، می تواند راه حل سازگارانه ای برای او محسوب شود؛ او با استراتژی افکار واقعیت و غوطه ور شدن در جهان تخیل خود، می تواند از رویارویی با احساسات دردناک درونی خودش اجتناب ورزد.

 هنگامی که این کودک به دوران بزرگ سالی خود می رسد، خودشیفتگی جبرانی او، به صورت جنبه های تثبیت شده و ناخودآگاه از نمای شخصیت او جلوه گر می شود. با توجه به آنچه گفته شد، به نظر می رسد فقدان آگاهی خانواده های امروز از شیوه های درست فرزندپروری و تاثیرات مخربی که جو ناسالم خانواده بر روی شخصیت فرزندان می گذارد، مهم ترین عوامل ایجاد چنین معضلی در جامعه امروز است؛ معضلی که تبعات منفی اجتماعی و حتی اقتصادی در بر خواهدداشت، زیرا افراد خودشیفته بسیار مستعد ابتلا به افسردگی هستند که این امر مشکلاتی را برای آن ها ایجاد کرده و حضور موثر آن ها را در جامعه کاهش می دهد.

 همچنین بررسی ها نشان می دهد که یکی از عوامل ایجاد خودشیفتگی در فرزندان، خودشیفتگی والدین است؛ بدین ترتیب انتظار می رود که خودشیفتگی در نسل های آینده نیز ادامه یابد و اثرات مخربی را بر پیکر جامعه وارد سازد. بنابراین بهتر است در این زمینه، توجه متخصصان امر، به جای درمان، معطوف به پیشگیری از بروز این مشکل در جامعه باشد. در این رابطه، نیاز به ارائه برنامه های گسترده آموزشی در سطح جامعه در زمینه شیوه های صحیح فرزندپروری و تحکیم ساختار خانواده کاملا احساس می شود.
-
 منابع:

1. انجمن روان پزشکی آمریکا. راهنمای تشخیصی و آماری اختلال های روانی (DSM- 5). ترجمه رضاعی، فرزین؛ فخرایی، سید علی؛ فرمند، آتوسا؛ نیلوفری، علی؛ هاشمی آذر، ژانت؛ شاملو، فرهاد. چاپ اول، 1393. انتشارات ارجمند.
2. جانسون، براد؛ موری، کلی. عشق ویرانگر. ترجمه حسین زاده، زهرا؛ شفیعی، الهام. چاپ اول. 1388. انتشارات رسا.
3. هالجین، ریچاردپی؛ وتیبورن، سوزان. آسیب شناسی روانی (جلد دوم). ترجمه سید مهدی، یحیی. چاپ چهارم، 1386. نشر روان.
4. MC Lean J. Psychotherapy With a Narcissistic Patient Using Kohert’s Self Psychology Model. Psychaitry (Edgmont) 2007, 4 (10): 40- 47.
5. Lasch, Christopher. Haven in a hearltless World, the family besieged. Wwnorton & Company, 1995.

 

 تهیه وَ تدوین: عـبـــد عـا صـی    



[ شنبه 5 اسفند 1396 ] [ 22:52 ] [ عـبـــد عـا صـی ] [ نظرات (0) ]

 

  بسم الله الرحمن الرحیم  


 
 

  اینجاست که میگن : «حـق با زوره ، حـق با پـولـــه»! ... 

 

 

Mohammadhosein-Akbari-(2)

Mohammadhosein-Akbari-(3)

  نوکران نظام سلطه تا کی انتقام میگیرند؟! ...

Mansoureh-Dehgani-(7)

  دل به دل راه داره! ... 

Ayat-Naderi-(11)

  عبور از عهد باستان به پُست مدرنیته! ... 

 Ayat-Naderi-(8)

  فرار از فشار نظام سلطه وَ متحدین ِ آن ... 

Ayat-Naderi-(6)

  قطار جهانخواران وَ جنگ-افروران ... 

 

 زیرنویسی وَ تدوین: عـبـــد عـا صـی    


[ جمعه 4 اسفند 1396 ] [ 00:25 ] [ عـبـــد عـا صـی ] [ نظرات (0) ]

  بسم الله الرحمن الرحیم  


 
 

   بهترینها برای دوره ابتدایی ... 

 

 

  جهت مراجعه به مرجع متن، یا عنوان اصلی، به پیوند فوق اشاره کنید 


http://s9.picofile.com/file/8319992050/DABEST8N_DAR_IRAN_1.JPG

http://s8.picofile.com/file/8319992234/DABEST8N_DAR_IRAN_8.JPG

http://s9.picofile.com/file/8319992618/DABEST8N_DAR_IRAN_7.JPG

http://s9.picofile.com/file/8319992834/DABEST8N_DAR_IRAN_6.JPG

http://s8.picofile.com/file/8319993134/DABEST8N_DAR_IRAN_4.JPG

http://s8.picofile.com/file/8319993442/DABEST8N_DAR_IRAN_2.JPG

http://s8.picofile.com/file/8319994600/DABEST8N_DAR_IRAN_3.jpg

http://s9.picofile.com/file/8319994876/DABEST8N_DAR_IRAN_5.JPG

 

 

  میگنا: دکتر فریبرز درتاج ، همایش ملی روانشناسی مدرسه : من مقایسه ای در ده کشور پیشرو در  آموزش و پرورش انجام دادم که ببینم آنها چه کاری انجام می دهند که خروجی قابل دفاع دارند. آنچه در خروجی همه کشورها دیدم این بود که تاکید همه کشورها بر مقطع ابتدایی بود.
 این استاد روانشناسی ادامه داد:
به نظرم اگر آموزش و پرورش امکانات کمی دارد باید همان امکان کم را بیشتر را صرف مقطع ابتدایی کند. چون یک دبیرستانی به مرحله ای رسیده است که می تواند بدون معلم عالی و امکانات کم جهتش را پیدا کند.
 وی بیان کرد:
باید بهترین معلم های ما در دوره ابتدایی باشد و حقوقشان دو برابر جذب افرادی باشد که در محیط صنعت هستند. این طرح که یک معلم ابتدایی سه یا ۵ سال با یک گروه دانش آموز باشد خوب است و می تواند خلاقیت ها را بشناسد اما باید اول معلم درستی گزینش کنیم وگرنه آفتش برای یکسال هم زیاد است.
 درتاج گفت: امتحان در مدارس ابتدایی خوشبختانه ممنوع شد. در برخی کشورها تا ۹ سال این امتحان ها ممنوع است. این جای تقدیر دارد که با قاطعیت اعلام کردند پای آن می ایستند.
اما ایده آل این است که معلم های ما خودشان به این درک برسند که سیستم امتحان گرفتن کارایی ندارد.
 وی با بیان اینکه در این ۱۰ کشور افراد تیزهوش و عادی در یک کلاس می نشینند و از غنی سازی برای افراد تیزهوش استفاده می شود ، اظهار کرد: این برای این برای مدارس تیزهوشان یا مدارس خاص باعث افتخار نیست که ۵ درصد بالای منحی دانش آموزی را می گیرند و بعد افراد موفق در تحصیل تحویل می دهند.
 مدارس تیزهوشان یا مدارس خاص باعث افتخار نیست که ۵ درصد بالای منحی دانش آموزی را می گیرند و بعد افراد موفق در تحصیل تحویل می دهند.
ما اگر می خواهیم تیزهوشان را شناسایی کنیم بهتر است در همان طرح سنجش قبل از دبستان که هوش را غربالگری می کند این کار را انجام دهیم.
 رئیس همایش ملی روانشناسی مدرسه همچنین بیان کرد: الان در مدارسی که در دنیا بحث تلفیق و تفکیک دانش آموزان باهوش مطرح است در ۷ مرحله این اتفاق صورت می گیرد. در مرحله اول همه سر کلاس عادی کنار هم می نشینند. بعد مدلی است که کلاس درس عادی است به همراه یک مشاوره برای استعدادهای درخشان. در مرحله سوم خدمات معلم سیار دارند استعدادهای درخشان که این معلم ها دو روز در هفته به کلاس می آیند. در مرحله چهارم یک اتاق منبع در مدارس وجود دارد که معلم برای این دانش آموزان هست. بعد مدارس نیمه وقت استثنایی وجود دارد و سطح ششم و هفتم می رسد به مدارس ویژه استثنایی.
 وی با بیان اینکه
استفاده از کتب درسی در این حجم وسیع آسیب رسان است و خلاقیت معلمان را نیز محدود می کند، گفت: من همیشه به این فکر می کردم که در کشور دانمارک چطور آموزش و پرورشش توانست از ژاپن هم جلو بزند. دیدم آنها به این نتیجه رسیدند هر چه معلم را کمتر سر کلاس بفرستیم کارایی اش بالا تر می رود و هر چه دانش آموز را با تکالیف کمتر مواجه کنیم کارایی او هم بالاتر می رود.

  تهیه وَ تدوین: عـبـــد عـا صـی    

[ چهارشنبه 2 اسفند 1396 ] [ 17:31 ] [ عـبـــد عـا صـی ] [ نظرات (0) ]


 

  بسم الله الرحمن الرحیم  

   ضـــریـــح گـمـشـــده ...  


http://s3.picofile.com/file/8288123200/SHAH8DATE_F8TEMEH_ZAHRAA_1.jpg

 

http://s1.picofile.com/file/8288123826/SHAH8DATE_F8TEMEH_ZAHRAA_5.jpg

 

http://s1.picofile.com/file/8288123976/SHAH8DATE_F8TEMEH_ZAHRAA_3.jpg

 

 عشق من! پاییزآمد مثل پار / باز هم، ما باز ماندیم از بهار

 احتراق لاله را دیدیم ما / گل دمید و خون نجوشیدیم ما 

 باید از فقدان گل، خونجوش بود / در فراق یاس، مشکی پوش بود 

 یاس بوی مهربانی می دهد / عطر دوران جوانی می دهد 

 یاس ها یادآور پروانه اند / یاس ها پیغمبران خانه اند 

 یاس ما را رو به پاکی می برد / رو به عشقی اشتراکی می برد 

 یاس در هر جا نوید آشتی ست / یاس دامان سپید آشتی ست 

 در شبان ما که شد خورشید؟ یاس / بر لبان ما که می خندید؟ یاس 

 یاس یک شب را گل ایوان ماست / یاس تنها یک سحر مهمان ماست 

 بعد روی صبح، پرپر می شود / راهی شبهای دیگر می شود 

 یاس مثل عطر پاک نیّـت است / یاس استنشاق معصومیّـت است 

 یاس را آیینه ها رو کرده اند / یاس را پیغمبران بو کرده اند 

 یاس بوی حوض کوثر می دهد / عطر اخلاق پیمبر می دهد 

 حضرت زهرا دلش از یاس بود / دانه های اشکش از الماس بود 

 داغ عطر یاس زهرا زیر ماه / می چکانید اشک حیدر را به چاه 

 عشق محزون علی یاس است و بس / چشم او یک چشمه الماس است وُ بس 

 اشک می ریزد علی مانند رود / بر تن زهرا: گل یاس کبود 

 گریه آری گریه چون ابر چمن / بر کبود یاس و سرخ نسترن 

 گریه کن حیدر! که مقصد مشکل است / این جدایی از محمد مشکل است 

 گریه کن زیرا که دُخت آفتاب / بی خبر باید بخوابد در تراب 

 این دل یاس است وُ روح یاسمین / این امانت را امین باش ای زمین 

 گریه کن زیرا که کوثر خشک شد / زمزم از این ابر ابتر خشک شد 

 نیمه شب دزدانه باید در مغاک / ریخت بر روی گل خورشید، خاک 

 یاس خوشبوی محمد داغ دید / صد فدک زخم از گل این باغ دید 

 مدفن این ناله غیر از چاه نیست / جز تو کس از قبر او آگاه نیست 

 گریه بر فرق عدالت کن که فاق / می شود از زهر شمشیر نفاق 

 گریه بر طشت حسن کن تا سحر / که ُپر است از لخته ی خون جگر 

 گریه کن چون ابر بارانی به چاه / بر حسین تشنه لب در قتلگاه 

 خاندانت را به غارت می برند / دخترانت را اسارت می برند 

 گریه بر بی دستی احساس کن! / گریه بر طفلان بی عباس کن! 

 باز کن حیدر! تو شطِّ اشک را / تا نگیرد با خجالت مشک را 

 گریه کن بر آن یتیمانی که شام / با تو می خوردند دُرّ ِ اشک مدام 

 گریه کن چون گریه ی ابر بهار / گریه کن بر روی گل های مزار 

 مثل نوزادان که مادر مرده-اند / مثل طفلانی که آتش خورده اند 

 گریه کن در زیر تابوت روان / گریه کن بر نسترنهای جوان 

 گریه کن زیرا که گلها دیده اند / یاس های مهربان کوچیده اند 

 گریه کن زیرا که شبنم فانی است / هر گلی در معرض ویرانی است 

 ما سر خود را اسیری می بریم / ما جوانی را به پیری می بریم 

 زیر گورستانی از برگ رزان / من بهاری مرده دارم ای خزان 

زخم آن گل در تن من چاک شد / آن بهار مرده در من خاک شد 

 ای بهار گریه بار ناامید / ای گل مأیوس من! یاس سپید 


 «کفشهای مکاشفه ، احمد عزیزی» 

 

 تهیه وَ تدوین : عـبـــد عـا صـی


[ دوشنبه 30 بهمن 1396 ] [ 20:41 ] [ عـبـــد عـا صـی ] [ نظرات (0) ]

 

  بسم الله الرحمن الرحیم  


 
 

   ما خودمان چنین فضایی را درست کرده-ایم ... 

 

 

  جهت مراجعه به مرجع متن، یا عنوان اصلی، به پیوند فوق اشاره کنید 
 

نتیجه تصویری برای حجاب

نتیجه تصویری برای حجاب

تصویر مرتبط

 

تصویر مرتبط

 

تصویر مرتبط  هفته نامه تماشاگران امروز - احسان رضایی، سیامک رحمانی، هیوا یوسفی، فاطمه پاقلعه نژاد: حجت الاسلام زائری برای هر که غریبه باشد، برای مطبوعاتی ها چهره ای آشناست. از روزگار «خانه روزنامه نگاران جوان» تا موسسه همشهری. از راه اندازی نشریه خیمه تا مجله کمیک استریپ، درس خوانده حوزه علمیه و دانشگاه قدیس یوسف لبنان و نگارنده کتاب های متعدد اما محمدرضا زائری متولد 1349 که بیشتر با گرایش و ارتباطات اصولگرایانه اش شناخته می شود، در سال های اخیر با نظراتش درباره حجاب اجباری بیشتر به چشم آمده.
 حجت الاسلام والمسلمین محمدرضا زائری: همه ما یک داعش پنهان در وجودمان داریم (1)
 با حضور در برنامه های تلویزیونی و طرح صحبت هایی که اگرچه برای یک روحانی هیچ عجیب نیست اما او را در میان هم لباسانش متمایز کرده.
حجت الاسلام زائری که خود را مدافع حجاب می داند در عین حال منتقد نگاه کلیشه ای به حجاب است و می گوید اجبار در این زمینه باعث به وجود آمدن نگاه منفی به دین می شود.
 آقای زائری می گوید این نگاه رئوف و نرم دینی نه فقط نظر او که مورد اقبال بسیاری از علما است و ریشه در رفتار پیامبر و ائمه دارد. اگرچه به دلیل به وجود آمدن فضای سیاسی و اجتماعی کنونی بسیاری از ابراز آن پرهیز می کنند.
 حجت الاسلام زائری همچنین
فاصله افتادن بین نحله-های مختلف انقلابی و فاصله گرفتن حاکمیت از مردم را جزو آفت هایی می داند که نه فقط معنویات که حتی زندگی روزمره و اخلاق و پیشرفت جامعه را هم تهدید می کند.
 این روحانی گشاده رو که به صداقت و راحتی بیان مشهور است و به همین خاطر هم برای صحبت کردن در تریبون های رسمی با محدودیت ها و ممنوعیت هایی مواجه است را در دفترش در مرکز شهر در مجموعه سرچشمه ملاقات می کنیم؛ مجموعه ای که برای حفظ آثار و بزرگداشت شهدای هفتم تیر و حزب جمهوری اسلامی فعالیت می کند؛ حزبی خاطره انگیز که روزگاری بسیاری از نیروهای انقلابی با سلایق متضاد را در کنار هم متحد می کرد؛ جایی بسیار متناسب برای
روحانی معتدلی که به امام موسی صدر عشق می ورزد و رویایش آشتی همه گرایش ها و جناح های سیاسی و فرهنگی در داخل کشور است.
 چه دفتر خلوتی دارید. اینجا چه کار می کنید؟
 - سال 84 آقای غدیریان بانی شدند و یک عده از قدیمی های حزب و جانبازهای حزب جمهوری را دور هم جمع کردند که حدود سی نفر شدند. از آقای محمدرضا و علیرضا بهشتی تا میرحسین موسوی و باغانی تا آقای بادامچیان و ... برای ساخت اینجا جمع شدند. آن زمان آقای هاشمی و آقای خاتمی خیلی کمک کردند و در دوره آقای احمدی نژاد، ایشان هم خیلی کمک کردند.
 در ساخت اینجا هم شهرداری و سازمان عمران و منطقه دوازده به طور خاص مباشرت داشتند.
کار اینجا به عنوان بنیاد هفتم تیر تا یک جایی پیش رفت و بعد از سال 88 طبیعتا این ترکیب به هم خورد.
 دوستان با هم سرشاخ شدند.
 - بله، یک عده یک جریان دیگر را تشکیل دادند، یک عده جانبازان هفت تیر و یک عده هم طیف دیگری و ... زمانی که سال 90 اینجا ساخته شد و قرار بود سال 91 بهره برداری و افتتاح شود، آقای غدیریان از دنیا رفت و آقای بادامچیان متولی کار شدند و باز یک مقدار کار به مشکل خورد. آقای قالیباف نامه ای برای رهبری نوشتند، چون دبیر کل حزب جمهوری آقای خامنه ای بودند.
 آقای قالیباف نوشتند که همانطور که شما در زمان توقف فعالیت حزب جمهوری دستور دادید اموالش به سازمان تبلیغات منتقل شود، آیا صلاح می دانید که اداره اینجا هم به سازمان تبلیغات سپرده شود؟ نظر رهبری موافق بود. منتها یک ابهامات و ایراداتی از طرف آقای بادامچیان و ... وجود داشت و مجموعا تصمیم بر این شد که اینجا به شکل هیات امنایی اداره شود.
 در واقع به نوعی، هم زیر نظر سازمان تبلیغات است و هم به شکل نیمه مستقل و هیات امنایی اداره می شود. فعلا هم تلاش مذبوحانه داریم که به خیال خودمان کار فرهنگی کنیم.
 چه جور کار فرهنگی؟
 - هدف این است که اینجا شهدای هفت تیر و شهید بهشتی و به تعبیر گفتمان انقلاب را به نوعی معرفی کند. به طور طبیعی هم وقتی اسم شهید بهشتی می آید یک روایت و قرائت کارآمد و امروزی و عمل گرا از انقلاب و باورهای دینی به ذهن می آید که لازم است ارائه شود. حالا با اوضاعی که ما داریم و تنش های موجود و فضای فرهنگی جامعه و التهابات سیاسی که روی همه چیز اثر می گذارد، خدا می داند چقدر موفق باشیم.
 فضای بدی است، نسل قبل برای همه چیز حتی عطسه کردن و سرفه کردن شما هم حکم می کند و نسل جدید اصلا در این فضا نیست و این موضوع همه را مبتلا کرده است. مخصوصا در حوزه فرهنگی و مطبوعاتی و کارهای رسانه ای، کار خیلی سخت تر می شود چون شما مجبور هستید در یک چارجوبی عمل کنید که اقتضائات فضای بیرونی خیلی با این محیط و مدیوم و این کار جور درنمی آید.
و اینکه با همه ملاحظات و ... بخواهید یک جاهایی به خط قرمزها نزدیک شوید خیلی خوشایند بعضی ها نیست.
 - به دو جهت هم سخت است؛ یک مشکل این است که فضا بسیار دو قطبی است. من گاهی می گویم کسی که بخواهد یکی از دو سر این طیف نباشد مثل کسی است که در خیابان دو نفر دعوا می کنند، می رود جدا کند و از هر دو نفر کتک می خورد. ترویج این فضای دو قطبی هم بعضی وقت ها عمدی و بعضی اوقات هم غیر عمدی است و هر روز هم این فضا بیشتر و بدتر می شود. چه در حوزه سیاست و اعتقادات چه در حوزه مسائل اجتماعی و فرهنگی.
 حجت الاسلام والمسلمین محمدرضا زائری:
همه ما یک داعش پنهان در وجودمان داریم (1)
 وقتی صفر و صدی نگاه می کنند شما یا هیاتی و نماز شب خوان هستی یا عرق خور و لامذهب... برای مثال می گویم،
مثلا خود ما می بینیم یک دختر خانمی حجابش خیلی مرتب نیست ولی ساعت 9 شب عجله دارد به خانه برود تعجب می کنیم یا مثلا می بینیم یک آقایی کروات می زند ولی نماز می خواند، تعجب می کنیم. در این فضا شما بخواهی کار کنی مشکل است.
 مشکل دوم این است که بعضی از این دوستانی که این دو طرف ایستاده اند خودشان هم کمک می کنند که شما را بزنند چون شما صددرصد برای آنها نیستی. مثلا یک خانم چون تیپ راحتی دارد نمی تواند در یک روزنامه کار کند و همان خانم چون آدم نجیبی است در یک روزنامه دیگر هم نمی تواند کار کند.
 در سیاست، فرهنگ، مسائل اقتصادی و ... هم همین است و نتیجه، ایجاد یک فضای بلاتکلیف می شود که اجازه گفتگو نمی دهد چون
وقتی از اول من به طرف بگویم تو جهنمی هستی و دین نداری، دیگر جایی برای گفتگو نمی ماند و وقتی طرف مقابل به من می گوید تو آخوند اُمل ... هستی راه دیالوگ کاملا بسته می شود.
 به نظر می رسد خود حزب جمهوری اسلامی و جوی که داشت و آدم های مختلف در آن دوره مصداق همین است. مثلا آقای بهشتی متفاوت از خیلی از کسانی که در حزب بودند، فکر می کرد. این حزب همه عقاید را در کنار هم جمع کرده بود و این افراد با همه تفاوت سلایقی که با هم داشتند ولی سر مشترکات شان و آرمان هایی که داشتند در کنار هم بودند و با هم اینها را جلو بردند.
 - به نکته خوبی اشاره کردید که خیلی از دوستان هم فراموش کرده اند. به نظر من امروز شرایط خیلی سخت تر است؛
با وجودی که آدم فکر می کند 35 سال از انقلاب گذشته و در واقع باید جلوتر رفته باشیم اما امروز از این جهت عقبگرد داشته ایم. شاید اول انقلاب مرحوم طالقانی، شهید بهشتی و شهید مطهری بودند. یا حتی مهندس بازرگان و اینها بالاخره یک اشتراکاتی با هم داشتند.
 - همین را می خواهم بگویم. در طیف روحانی ما یک نگاهی وجود داشت که اتفاقا نگاه جمع کننده بود. دیدگاه های خود آقای خامنه ای را در اول انقلاب راجع به دکتر شریعتی، نهضت آزادی و حتی جریان چپی که کاملا دارای موضع بود، ببینید. سال های پنجاه و یک، پنجاه و دو آقای خامنه ای روحانی به دفتر اخوان ثالث رفته - اخوان ثالث آن زمان خیلی مشکل داشته - و از او امضا گرفته یا مثلا آ« زمان ما روحانیونی داشتیم که جلوی دانشگاه رمان می خریدند.
سیمن دانشور از امام موسی صدری تعریف می کند که به خانه آنها رفته. این فضا روز به روز کمرنگ تر شده و جوری شده که کسی اگر یک مقدار بخواهد به سمت وسط حرکت کند از دو طرف متهم است. این طرف او را به ریاکاری و دنبال رأی بودن و هزار و یک اتهام دیگر متهم می کند و ...
 اتهامی که در همین داستان های اخیر به خود شما زده بودند که می خواهید تنور انتخابات را گرم کنید.
 -
یا بدتر از آن می گویند سوپاپ اطمینان هستی. بالاخره باید در این فضا یک تحرکی ایجاد کرد. ما زنده به آنیم که آرام نگیریم ولی تا حرکت می کنی یک برچسب و اتهام و ... به تو می زنند. در همین قضیه حجاب از دو طرف به من حمله می کردند. شما می توانید حدس بزنید در این فضای آخوندی و هیاتی و حزب اللهی و ... که من هستم گفتگو با مسیح علی نژاد یعنی چی؟
 آن وقت در این فضا یک نفر می گوید حاکمیت به این نتیجه رسیده که حجاب را آزاد کند تو را جلو انداخته-اند که برنامه ریزی کنند. سال های هفتاد و شش - هفت، زمان خانه روزنامه نگاران، یکی از دوستان می-گفت این خانه روزنامه نگاران برنامه ریزی موتلفه برای بیست سال آینده است، گفتم من اصلا به سیاست کاری ندارم ولی خداوکیلی اگر موتلفه برای بیست سال آینده فکر می کرد اوضاعش این بود؟
 شما خیلی تاکید می کنید روی دو طرف طیف و اینکه هر دو طرف نقدتان می کنند... با وجود همه اینها، خیلی جاها مثلا در ویکی پدیا، شما به عنوان یک اصولگرا دسته بندی شده اید؛ با این مشکل ندارید؟
 -
به من بگویند اصولگرا، خوشحال می شوم چون پایبندی به اصول را ارزش می دانم. محافظه کار هم بگویند خوشحال می شوم. اصلاح طلب هم بگویند اصلاح طلبی اصل دین است. اتفاقا به نظر من مشکل بعضی ها همین است. وقتی شما می خواهی وسط بایستی خوبی های دو طرف را می بینید. من در همین نمایشگاه کتاب خیلی علنی گفتم و بعضی رسانه های اصولگرا هم خبرش را منتشر کردند.  صراحتا گفتم هنوز با وجود همه این اوصاف من یک ظرفیت-هایی در رییس دولت اصلاحات می بینم که کس دیگری ندارد و این ظرفیت ها را باید قدر شناخت و باید جمهوری اسلامی از آنها استفاده کند. ممکن است ما در داخل کشور با هم مشکل داشته باشیم اما خارج از کشور باید از این ظرفیت استفاده شود. یک وقتی من در اینستاگرم عکس بیل کلینتون و اوباما و بوش را گذاشتم و گفتم باید از اینها درس گرفت.
 یا بعد از ماجرای وینوگراد نصرالله راجع به اسرائیل صحبت می کرد، گفت آفرین، من تبریک می گویم به اسرائیل! دشمن درجه یکش است ولی کار خوبش را تحسین می کند.
من امروز به فرزند خودم نمی توانم بگویم که ما یک جمهوری اسلامی درست کرده-ایم و مقابل دشمن و استکبار جهانی انقلاب کرده ایم، آن وقت اول، بازرگان خائن بود، بعد بنی صدر، آمریکایی، بعد آقای منتظری، دشمن بود، بعد موسوی، جاسوس بود، بعد هاشمی، دست نشانده غرب بود، بعد احمدی نژاد اسرائیلی بود ...
 یعنی یک باره پشت سرمان را نگاه می کنیم می بینیم یعنی آمریکا اینقدر قوی است؟ اسرائیل اینقدر قوی است؟ یا ما اینقدر ضعیف هستیم؟ اخیرا یکی از بزرگان گفته بود اینهایی که حجاب را رعایت نمی کنند پا روی خون شهدا می گذارند. گفتم اولا اینطور نیست. شما ببینید چقدر مادر و خواهر شهید با همین حجاب داریم و به فرض هم که در بدترین حالت اینطور باشد، ما باید این را بگوییم؟ یعنی ما اینقدر ضعیف هستیم؟
 یکی از دوستان اخیرا گفته اینکه جدیدا در ماشین خانم ها حجاب شان را برمی دارند به خاطر حرف های تو است. گفتم یعنی من اینقدر قدرت دارم؟ من آخوند یک لاقبا اگر اینقدر قدرت دارم بیایید هوای من را داشته باشید و به من برسید (خنده). ما نباید تصور ذهنی خودمان را به همه چیز تعمیم بدهیم. تظاهر و ریا و تزویر از همین ها می آید.
 داستان ریا و تزویر در این مملکت خیلی کلیدی است.
 -
بله و خطرش از هر چیزی بالاتر است. فضای الان مسلمان-های دنیا همین است. در کنار دیگر ادیان به راحتی زندگی می کنند و با هم رفاقت دارند. یک زمانی ما در لبنان زندگی می کردیم، پسرم با دوستانش بیرون رفته بود گفتم ناهار چه کردید؟ گفت من و فلان دوستم به یک رستوران رفتیم و دو دوست دیگرمان هم به مک دونالد رفتند و بعد هم دوباره به هم ملحق شدیم، خیلی ساده؛ نه به هم بد و بیراه می گویند نه به تیپ هم گیر می دهند و ... می گویند لبنان هم نمونه خوبی از کنار هم بودن ادیان است.
 - البته همین الان احمد الاسیر را گرفته-اند و لبنان به هم ریخته. نمی خواهم بگویم آنجا هم همه چیز خیلی خوب است ولی تمرین کرده-اند.
وقتی شما ترکیه، اندونزی، مالزی، لبنان و ... را که مسلمان ها دارند در آنها زندگی می کنند نگاه می کنید، می بینید به دلیل اقتضائات و شرایط تمرین کرده-اند و با هم زندگی می کنند اما ما اینجا چون از هم می ترسیم، در یک مرحله-ای تظاهر می-کنیم و در یک مرحله ای زورمان برسد می خواهیم ریشه هم را بزنیم و بابای هم را دربیاوریم. اتفاقا از این کینه های پنهان می ترسم.
 در دوستانی که هم لباس شما هستند احساس می شود یک عافیت طلبی وجود دارد که حتی اگر به این حرف های شما اعتقاد هم داشته باشند، اعتقادشان را علنی نمی-کنند. اینقدر این حرف ها زده نمی-شود که یک نفر مثل شما که می-آید، می-گویند این از کجا خط می گیرد، یا می-گویند تندروی می-کند.
 - در حالی که خیلی ها همین اعتقادات را دارند. ما همین دیروز بزرگداشت سریال پایتخت را داشتیم و آنجا من صحبت کردم. اس ام اس های موبایلم را من به شما نشان بدهم باور نمی-کنید.
خیلی از روحانیون بزرگ اس ام اس داده اند که کارت درست است و خیلی خوب است و ارتباط با هنرمندها باید باشد و ... ولی خودشان حاضر نیستند به این جلسات بیایند و وقتی هم می آیند استرس دارند که مبادا مثلا از آنها و خانم رامین فر یک عکسی بگیرند و... من هم به آنها حق می دهم.
 درباره همین من زائری، اگر یک عکسی در واتس آپ و وایبر کسی بیاید و نشان دهد که ببینید در خیابان زائری راه می رود و یک خانم هم که موهایش بیرون است و تیپش عجیب است در کنارش است، خود شما ممکن است آن را به اشتراک بگذارید و به چهار نفر هم نشان بدهید. در حالی که من در سیره امیرالمومنین و پیامبر نگاه می کنم، می بینم اگر یک خانمی بار سنگین داشته، امیرالمومنین و پیامبر به او کمک می کرده-اند ولی در همین تهران آیا من می توانم این کار را بکنم؟
 بارها پیش آمده خانمی زیر باران منتظر تاکسی بوده من جرأت نکرده-ام سوارش کنم برای اینکه خود شما اگر همان موقع در خیابان باشید می گویید حاج آقا هم ... مگر اینکه بچه یا همسرش همراهش باشد. یا بارها پیش آمده در خیابان راه می روم از پشت سر خانمی را می-بینم که بار سنگین زیادی در دستش است می-گویم کمکش کنم، بعد تردید می-کنم. نگاه می کنم اگر بالای پنجاه شصت سال داشته باشد کمکش می کنم اگر نه، نمی کنم چون خود طرف هم با تعجب به من نگاه می کند. این فضایی است که خودمان درستش کرده ایم.
 یک بار در فرودگاه تبریز پرواز تاخیر داشت با آقای اسلامی ندوشن قدم می زدیم، چند دقیقه-ای که گذشت - عرض سالن هم طولانی بود - ناخودآگاه احساس کردم همه ما را چپ چپ نگاه می کنند. اینکه یک نفر با کراوات و کت و شلوار و یک نفر با لباس روحانیت چند دقیقه با هم قدم بزنند، عجیب بود. ما خودمان این فضا را ایجاد کرده ایم.
برای همین هم می گویم الان شرایط از اول انقلاب سخت تر است چون اول انقلاب پذیرش همه چیز راحت تر بود اما هر چه جلوتر رفتیم فضا را بستیم.
 چند روز پیش «یاد بعضی نفرات» را می خواندم
یک جایی سیمین بهبهانی به بحث قرآن می-رسد می-گوید دیگر بیشتر از این نمی خواهم در این باره بنویسم چون به ریا متهم می شوم. یعنی یک نفر مسلمان، پدر و مادر مسلمان، از کتاب دینی خودش می خواهد صحبت کند جرأت نمی کند؛ در حالی که شما ببینید فقط نقل هایی که از کتاب مسیحیت و انجیل در ادبیات و سینمای هالیوود است، چقدر زیاد است. یک بار هم فیلمساز احساس نمی کند کار غیرعادی انجام می دهد یا بیننده احساس نمی کند چیز غیرعادی می بیند یا این به خاطر اینکه بخواهد از جایی پول بگیرد، این را در فیلمش آورده.
 مشکل دوم و خطرناکتر به نظر من آینده است و این کینه هایی که جمع می شود. بچه من در یک خانواده مذهبی احساس می کند تیپش هر جور باشد بی دین است و از طرفی فرزند شمایی که مثلا در خانه ماهواره دارید احساس می-کند این آخونده یک آدم ... و روز به روز این فاصله ها و کینه ها بیشتر می شود.
 گاهی مردم به شوخی می گویند انقلاب برگردد سر هر تیر چراغ برق یکی از شما را آویزان می کنیم،
این فقط شوخی نیست. طرف واقعا احساس می کند من آخوند مقصر همه ناکامی ها و بدبختی هایش هستم. چه می شود جوان ما لیسانس نگرفته به خارج از کشور می رود، قاطی می کند و بعضی قضایا پیش می آید که نمی شود نقل کرد؟
 برای اینکه تصوری که ما از آمریکا و اروپا به این مخاطب داده ایم فقط از همین سریال فرندز و لاست و ... است و ناخودآگاه یک تصوری در ذهنش به وجود آمده که آنها صبح تا شب دارند در کافی شاپ نسکافه می خورند و می رقصند. قضیه اینطور نیست. طرف سه شیفت باید کار کند. و البته شاید جامعه آنها خیلی اخلاقی تر از آن چیزی است که فکر می کنند.
 - اخلاقی تر و منظم تر و منضبط تر، اگر غیر از این باشد همه چیز به هم می ریزد.
 حجت الاسلام والمسلمین محمدرضا زائری:
همه ما یک داعش پنهان در وجودمان داریم (1)
... عرضم این است؛ آن چیزی که من بابت آن نگران هستم آن آینده خطرناکی است که ما از کنار هم رد شویم و همدیگر را به چشم دشمن ببینیم و در اولین فرصت که بتوانیم، پدر همدیگر را درآوریم. من ناخودآگاه احساس کنم طرف چون یک بی ام و یا بنز دارد مسئول ناکامی-های من است و تا فرصت کنم با یک کلید روی ماشینش خط بیندازم.
 به نظرم این آینده ای که می-گویید همین الان اتفاق افتاده. وقتی یک دختری با یک پورشه می-میرد همه شروع می کنند به فحش دادن به او ... - و اظهار خوشحالی از اینکه این سقط شد رفت توی دیوار...
 یا اینکه تا یک اتفاقی می افتد همه می روند به فلان فوتبالیست فحش می دهند که تو پول مفت می گیری و ...
 - بله. اتفاق افتاده یک نفر به شوخی گفت هی می گویند آینده. آینده همین امروز است. دقیقا شما درست می گویید
آن آینده همین امروز است و نمونه اش همین بی اخلاقی ها است چون آن کینه ها و فاصله ها بی اخلاقی درست می کند. من وقتی به خودم اجازه می دهم به طرف ناسزا بگویم که احساس کنم از من نیست. در حالی که آموزه های دینی ما می گوید باید همه را از خودت بدانی.
 همه کارهای ما همینطور است ولی ما همدیگر را پدر و مادر و خواهر و برادر یکدیگر نمی دانیم. اگر من احساس کنم یک خانم که از من کوچکتر است، دختر من است؛ برای حجابش بخواهم تذکر بدهم جور دیگری تذکر می دهم.
 همین امسال در نمایشگاه کتاب دیدم یک بنده خدایی خیلی حرف-های زشتی به یک خانم به خاطر پوشش ناجورش می-زد. او هم جواب می داد و کم نمی-گذاشت. این فضایی است که وجود دارد. زورمان برسد بروز پیدا می-کند و اگر نرسد در دل مان می ماند. این خطرناک است.
 من چرا به خودم اجازه می دهم در مال و جان و زندگی شما تصرف کنم؟ چون شما را از همه چیز ساقط کرده ام.
شکل خطرناک و حداکثر آن چیزی است که الان در داعش اتفاق می افتد. داعش چرا گردن می زند؟ برای اینکه برای این شخص اصلا هیچ شخصیتی قائل نیست و او را از همه دایره ها بیرون می داند و به خودش اجازه می دهد هر کاری کند. همه ما یک داعش پنهان در وجودمان هست. حتی مایی که به داعش فحش می دهیم گاهی طرف مقابل را به هیچ شکلی تحمل نمی کنیم.
 

 تهیه وَ تدوین: عـبـــد عـا صـی    

[ دوشنبه 30 بهمن 1396 ] [ 02:18 ] [ عـبـــد عـا صـی ] [ نظرات (0) ]

 

  بسم الله الرحمن الرحیم  


 
 

  اگر ابوترابی به «ابوتراب» اقتدا کند!

 

 

 

  جهت مراجعه به مرجع متن، یا عنوان اصلی، به پیوند فوق اشاره کنید 
 

 نتیجه تصویری برای محمدحسن ابوترابی

نتیجه تصویری برای مناقشات دانشجویی

تصویر مرتبط

نتیجه تصویری برای مناقشات دانشجویی

نتیجه تصویری برای مناقشات دانشجویی

 

 پایگاه اعتدال ، ابوالفضل فاتح : برای آقای ابوترابی
 بسمه تعالی
 بیست و یکی دو سال پیش بود که سیدی تکیده و سربه زیر به نام محمدحسن ابوترابی فرد به عنوان جانشین حجت السلام و المسلمین محمدی عراقی نماینده رهبری در دانشگاه تهران معرفی شد. آن روزها دانشگاه تهران صحنه مناقشات جدی بین انجمن اسلامی و گروه های تازه تاسیس و جریانات خارج از دانشگاه بود. انجمن اسلامی رشید و سرافراز دانشگاه تهران هدف تهاجمات و اتهامات ناروای بسیار بود. یکی دو نشست با حجت الاسلام و المسلمین ابوترابی کافی بود تا ارتباطی وثیق و موثر شکل بگیرد. حالا همه جا مدافع انجمن بود. اجازه تعریض نمی داد و اگر تعریضی صورت می گرفت نهایت توان خود را برای آن که مرهمی بر زخم ها باشد، و شکافی صورت نگیرد، به کار می بست. انجمن نیز احترامی عمیق و واقعی برای ایشان قائل بود و رابطه ای کم سابقه و بسیار موثر و مفید شکل گرفت. این حسن رابطه به طیف وسیعی از دانشگاهیان تسری یافته و ساالهای سال تداوم یافت.
 او آنچه خود می دید را با شنیده ها تعویض نمی کرد. در قضاوت عجول نبود، حسن ظن عجیبی داشت، به شدت متواضع و در شنیدن شکیبا بود. مبنای او اخلاق بود نه سیاست، مروت و حریتی مثال زدنی داشت و اهل منطق، اهل شرف، اهل پاک زیستی، اهل تقوی و اهل معرفت بود.
 یک بار به اصرار ایشان توفیق یافتم و هم سفر حج شدیم. او روحانی کاروان بود. سید خوش نفس و صمیمی دیگری هم همراه ایشان بود که بعد از سفر متوجه شدم آقا سید مصطفی حسینی خامنه ای بوده است. اوج شکیبایی و مسئولیت پذیری آقای ابوترابی را در آن سفر به عینه مشاهده کردم. او در همه امور کاروان تشریک مساعی داشت و در حقیقت مثل یک خادم کاروان به روحانیان و اساتید دانشگاه که همسفر بودند رسیدگی می کرد و مرارت های این گونه سفرها را با شکیبایی به شیرینی بدل می ساخت. در دوران طواف و احرام آخرین نفری بود که از احرام خارج می شد و هر بار چندین روز اضافه محرم می ماند تا آخرین نفر و همه افرادی که تردید در درستی اعمالشان داشتند، اعمال خود را به انجام برسانند و سپس از احرام خارج می شد. در حالی که همه می دانیم محرم ماندن طولانی مدت حالتی سخت و تکلیف آور است.
 سجده های طولانی و دعاهای معنوی اش، روحانیت و لطافت خاصی داشت و با آن که ما جوانان دوست داشتیم نماز را زودتر به اتمام برسانیم، اما خلوص نمازش ما را متقاعد می ساخت که با اشتیاق نماز را به امامت ایشان اقامه کنیم.
 ابوترابی اهل میانه روی و میانداری بود. حلقه وصل بود. علاقه ای به شکاف نداشت. خوبی ها را می دید و می گفت و بدی ها را نمی دید و نمی گفت، مگر آن که خطری یا انحرافی در معرض بود. نگاه کردنش همچون برادر نازنین مرحومش خیره نبود. او چشم در چشم نمی شد و همین نگاه پوشیده اش به همه جرات می داد تا همه به او نزدیک شوند.
 یادم نیست جایی باید و نباید و امر و نهی از موضع بالا کرده باشد. خیلی مستدل و ملایم اگر چیزی را حق می دانست بیان می کرد و اگر نقدی وارد بود، بیان می داشت و در این حال نقد را نیز می شنید و با بردباری تامل می کرد. به واقع اهل گفت و گو بود و ادب و آدابش را به خوبی رعایت می کرد. در کشاکش قضایای کوی دانشگاه و وقایع تلخی که دانشجویان را به کوره گداخته ای تبدیل گرده بود، او بود که خود را سپر می ساخت و آبروی خود را گرو می گذاشت تا هم کوره گداخته دانشجویان به نهیب آتشی تبدیل نشود و هم از سوی دیگران متعدیان به حریم دانشگاه سر جایشان بنشینند. حتی در گیر و دار قضایای سال 88 اهل قضاوت سریع نبود و زیر بار بی انصافی ها و اتهامات ناروا به کسانی که می شناخت نمی رفت با آن که ممکن بود نظر دیگری داشته باشد.
 او سه دوره نماینده مجلس بود و از خود نام نیک بر جای گذاشت و گرچه در بکش بکش های سیاسی ما کسی که بخواهد میانداری کند چندان محبوبیت نمی یابد اما ایشان تا آخر نیکنام باقی ماند.
 در زمانه ای که فساد و انحراف و تحجر دامن گیر بسیاری از مدعیان شد، قدرت دامان او را آلوده نساخت و او آخرتش را به دنیا نفروخت. البته به او بی مهری های فراوانی هم شد و این بی مهری ها بیشتر از سوی اصولگرایان بود که قدر و منزلتش را نشناختند و او را از برخی مناصب که به واقع صلاحیتش را داشت محروم ساختند. و البته برخی اصلاح طلبان نیز توقعی بیش از اندازه، از او داشتند که صواب نبود. او مشی و استقلال و تصمیم و تشخیص و راه حل خود را داشت و باید محترم شمرده می شد. افسوس که لیست های جناحی، ما را از وجود چنین شخصیت هایی محروم می سازد.
 انتصاب آقای ابوترابی به امامت نماز جمعه تهران، یک تصمیم به موقع از سوی بزرگان، یک خبر خوب برای مردم و یک مرهم زخم به ویژه برای این تریبون مهم بود. ابوترابی امین نظام و آبرویی برای نماز جمعه، این میراث عظیم و عزیز انقلاب اسلامی و امام خمینی است که متاسفانه سال هاست که چه بسا از خطبه های یک سویه و پر عتاب و عبوس و کم محتوا و بعضا حزبی لطمه خورده است و رویگردانی هایی جدی را سبب شده است. ای کاش در این فرصت مغتنم، آغوش کرامت و آقایی نماز جمعه را به سوی همه، به ویژه جوانان و دانشگاهیان بگشاید. در این مسیر او ان شاء الله گرفتار فشارها، و طوفان ها و توقعات ناصواب که بسیاری را از جاده اخلاق خارج می سازد نخواهد شد و امید بسیاری است که با کلام طیب و متقن و حمید خود، منشاء امید و هدایت و آقایی باشد. او باور دارد که مومنان مخاطب "وَهُدُوا إِلَى الطَّیِّبِ مِنَ الْقَوْلِ وَهُدُوا إِلَىٰ صِرَاطِ الْحَمِیدِ" هستند و نیز می داند که این تریبون، امتحان بزرگتری از امتحانات پیشین است و تنها راه موفقیت آن است که عدل و انصاف و حق محور همه چیز باشد و این ممکن نیست جز آن که در این مسیر، چنان که سید عزیز، خود باور دارد، به "ابوتراب" اقتدا و به خدای او اتکاء شود.
 والسلام علیکم و رحمه الله و برکاته
ابوالفضل فاتح
28 بهمن 1396
 

 تهیه وَ تدوین: عـبـــد عـا صـی    


[ یکشنبه 29 بهمن 1396 ] [ 19:56 ] [ عـبـــد عـا صـی ] [ نظرات (0) ]

 

  بسم الله الرحمن الرحیم  


 
 

   ابوذر به همین دلیل زبانش دراز بود و ...  

 

 

  جهت مراجعه به مرجع متن، یا عنوان اصلی، به پیوند فوق اشاره کنید 
 

 

 

  خبرآنلاین، وبلاگ محمد مهاجری : دوهفته پیش مطلبی نوشته بودم درانتقاد به اینکه چرا باید همه روزنامه نگارها مجوز طرح ترافیک داشته باشند. تعدادی از همکاران،آن یادداشت را [اینجا بخوانید]تحویل گرفتند و تعداد زیادی نیز آن را برنتافتند. اصلاح طلب و اصولگرا و معتدل،البته هم در میان موافقان بود و هم مخالفان .

 بعد از آن بود که آمار جالبی به دستم رسید.6000نفر در تهران به عنوان خبرنگار،مجوز طرح ترافیک دارند! کاش اداره کل محترم مطبوعات داخلی وزارت ارشاد اعلام کند در شهر تهران چند روزنامه نگار زندگی می کنند.وقتی می بینم در رسانه ای که در آن شاغل هستم حداقل دوسوم افرادش، مجوز طرح ترافیک ندارند این رقم 6000 معنایش چیست؟ معنایش این است: قطعا افرادی هستند که در این صنف حضور ندارند و به اسم این صنف مجوز طرح ترافیک می گیرند.

دلیل علاقه به مجوز طرح ترافیک هم روشن است: "کاملا مفت است". البته مفت مفت هم نه.  معادل هزینه یک رفت و برگشت با اسنپ را می دهند، یک سال پشت فرمان ماشین شان "قیژ" از جلوی مسافران منتظر تاکسی و اتوبوس عبور می کنند و وارد محدوده طرح می شوند.

 برخی دوستان عزیزم برایم پیغام گذاشتند در حالیکه سرمایه دارها مجوز طرح می گیرند چرا ما نداشته باشیم؟

خداوکیلی این هم شد استدلال؟ بعضی از سرمایه دارها هزار کثافتکاری دیگر هم می کنند؛این مجوز می شود که ما هم همان غلطها را بکنیم؟ رشوه می دهند،ما هم بدهیم؟ نزول می خورند و می دهند،ما هم همان کار را بکنیم؟وامهای کلان می گیرند و پس نمی دهند، ما هم بگیریم و پس ندهیم؟ بعضی شان فسادهای شرم آور اخلاقی دارند،ما هم داشته باشیم؟...

وانگهی شما فکر می کنید آن آدم پورشه سوار و آن بنزنشینی که صدهامیلیون تومان پول ماشین داده و شیشه های دودی ماشینش را بالا داده که مبادا ریا بشود! وقت شریف و گرانبهایش را صرف خرید مجوز طرح می کند؟ او با تکبر فراوان می رود توی محدوده طرح ترافیک و جریمه اش را که معادل یک نخ سیگارش هم نیست می پردازد.

تازه،مگر این سرمایه دارها چند نفرند؟ مگر دکترخلبان شهردارمان نگفت 4درصد؟ چرا همان آقا و همین شهردار فعلی نمی توانند با حمایت 96درصد بقیه،جلوی ماشین 4درصدی ها را سد کنند تا هیچکدامشان نتوانند وارد محدوده طرح ترافیک شوند؟

 هنوز رقم 6000مجوز طرح ترافیک برای خبرنگاران تهرانی روی اعصابم است. بخش عمده ای از این 6000 مجوز را کسانی گرفته اند که خبرنگار نیستند اما  شرافت ما روزنامه نگارها را لگدمال کرده اند. ممنون می شوم اگر اسم این 6000نفر را منتشر کنند تا همه چیز شفاف شود.

از دوهفته قبل که مطرح کردم مجوز ورود به طرح ترافیک برای روزنامه نگاران لغو شود،خیلی حرف و حدیث شنیدم اما همه آنها مرا بر استدلالم مستحکم تر کرد که حتی به یک روزنامه نگار مجوز ندهند. به خصوص وقتی کسب اطلاع کردم که فلان آدم که مجوز فصلنامه اش را مدتها پیش گرفته و حتی یک نسخه اش را هم منتشر نکرده، اما مجوز طرح ترافیکش در جیبش است. بگردید از این نمونه ها فراوان است.

 بروید چهارراه یافت آباد و میدان شوش؛ جوادیه و خاک سفید؛ افسریه و بهارستان؛شهرری و میدان منیریه؛ چرا اصلا پایین شهر؟ بروید جردن و زعفرانیه و دربند؛ از 100 رهگذر سوال کنید که آیا حاضرید خبرنگارها هر روز مجوز طرح داشته باشند؟ اگر حتی 10نفرشان موافق بودند با گردن افراشته بروید نتیجه نظرسنجی را بکوبید روی میز شهردار و مجوزتان را بگیرید و بروید. نوش جانتان!

 اگر ابوذر استخوان شتر دست می گرفت و بر تبعیض و فساد می تاخت، بنده"زر" نبود. رفیق"زور" نبود. فریفته"تزویر" نبود. به همین دلیل زبانش دراز بود و سرش به آسمان ساییده می شد. فکر می کنید بلد نبودند یک "مجوز طرح ترافیک خبرنگاری" به او بدهند و دهانش را ببندند؟!

 

 تهیه وَ تدوین: عـبـــد عـا صـی    

[ شنبه 28 بهمن 1396 ] [ 13:32 ] [ عـبـــد عـا صـی ] [ نظرات (0) ]

 

  بسم الله الرحمن الرحیم  


 
 

  از ساغر دل همان بریزد که در اوست ... 

 

 http://s8.picofile.com/file/8319489668/BAXSH3DAN_1.JPG

http://s9.picofile.com/file/8319489800/BAXSH3DAN_2.JPG

http://s9.picofile.com/file/8319490076/B8WARE_XODAA_1.jpg

http://s9.picofile.com/file/8319490326/BAXSH3DAN_3.JPG

http://s8.picofile.com/file/8319490526/BAXSH3DAN_5.JPG

http://s8.picofile.com/file/8319490726/BAXSH3DAN_4.JPG

 

  روزی ثروتمندی سبدی پر از غذاهای فاسدی به فقیری داد. فقیر لبخندی زد و سبد را گرفته و از قصر بیرون رفت. فقیر همه آنها را دور ریخت و به جایش گلهایی زیبا وقشنگ در سبد گذاشت و بازگردانید. ثروتمند شگفت زده شد و گفت: چرا سبدی که پر از چیزهای کثیف بود، پر از گل زیبا کرده ای و نزدم آورده ای؟! فقیر گفت : هر کس آنچه در دل دارد می بخشد!! 
درجهان سه چیز است که صدا ندارد :
مرگ فقیر .....
ظلم غنی .....
و چوب خدا .....

 

 تهیه وَ تدوین: عـبـــد عـا صـی    

[ پنج‌شنبه 26 بهمن 1396 ] [ 18:08 ] [ عـبـــد عـا صـی ] [ نظرات (0) ]

 

  بسم الله الرحمن الرحیم  


 
 

   تو از چشمم نمی افتی ...  

 

 

  جهت مراجعه به مرجع متن، یا عنوان اصلی، به پیوند فوق اشاره کنید 


تصویر مرتبط

 

  اگر دنیا شود آخر تو از چشمم نمی افتی / به جانم گر زنی آذر تو از چشمم نمی افتی 
 دلم را گر بسوزانی، کشی آن را به ویرانی / کنی عشق مرا پرپر، تو از چشمم نمی افتی 
 اگر صد چون تو از رضوان، فرستد ایزد منان / به دستان جامی از کوثر، تو از چشمم نمی افتی 
 کنی گر با دلم بازی، مرا در آتش اندازی / نمانی پیش من دیگر، تو از چشمم نمی افتی 
 دلم را گر بیازاری، ز چشمم سیل خون باری / کنی دریاچه ی احمر، تو ازچشمم نمی افتی 
 گرت شهری بدی گوید, زخویت عیب ها جوید / ولو بالای هر منبر، تو از چشمم نمی افتی 
 نفس تا می شود جاری، درون سینه جا داری / بمان تا آن دم آخر، تو از چشمم نمی افتی 
 

 تهیه وَ تدوین: عـبـــد عـا صـی    

[ سه‌شنبه 24 بهمن 1396 ] [ 20:58 ] [ عـبـــد عـا صـی ] [ نظرات (0) ]
 

  بسم الله الرحمن الرحیم  


 
 

   روحانی گزینش درستی نبوده؟ ... 

 

 

  جهت مراجعه به مرجع متن، یا عنوان اصلی، به پیوند فوق اشاره کنید 
 

 

 

 اعتدال،  محسن رنانی، استاد دانشگاه :  اینکه چرا چنین شد و چنان شد و چنین و چنان دیگر نشد، و حاصل انتخابتان اینگونه بود و این نواقص و کاستی ها را داشته و دارد و اینکه چرا شما گرسنه اید و بیکار و تجارت خارجی تان اندک است و غیره و غیره، کسی به کسی گفت فلان فلان پدرت که از گرسنگی مرد، وی پاسخ داد فلان فلان پدر خودت، مگر داشت و نخورد!؟ حال حکایت ما و حاکمیت است.
 از بام تا شام در بوق و کرنا میکنند که روحانی چه کرد و چه نکرد و چرا اینگونه است و آنگونه نیست ! شما بفرمایید کدام گزینه بهتر و شایسته تر را در مقابل مردم قرار دادید که انتخاب نکردند؟ کدام کاندیدای متعهد ،متخصص ،مدیر و مدبر که از روحانی بهتر باشد را در سبد گزینش مردم گذاشتید و مردم آن را پس زدند؟ امروز چه کردید؟ مثلا میخواهید ابرویش را درست کنید چشمش را درخطر کور شدن قرار میدهید!
 مگر احمدی نژاد نامزد اصلح و مورد تایید کامل شما نبود؟ مگر هشت سال در دوران فوران درآمدهای نفتی به هر وسیله و روش ممکن اورا بر کرسی ریاست جمهوری ننشاندید؟ مگر تمام امکانات پولی و مالی و تبلیغاتی و نظامی و قضایی کشور را در حمایتش بسیج نکردید؟ مگر صدای هر مخالف و منتقدی را به بهانه فتنه خاموش نکردید؟؟ مگر حتی در مقابل قهر و آشتی و نافرمانی و اقدامات و تصمیمات خارج قانونش سکوت نکردید؟ مگر تمام تصمیمات و دستورات خلق الساعه اش را نپذیرفتید؟ مگر هر حرکت شایسته و ناشایستش را بدون کم و کاست تایید نکردید؟ مگر هر سخن و مثال سخیف و سبک و خام و توهین آمیز و دون شانش را تعریف و تمجید نکردید وبرایش کف نزدید؟ و سرانجام مگر اورا معجزه هزاره سوم قلمداد نکردید و بر اوهام و تخیلاتش مهر تصدیق نزدید؟ سرانجام و نتیجه اش چه شد؟
 آیا میراثی جز سیل قطعنامه های شورای امنیت و کشورهای اروپایی و آمریکا و ... چیزی نصیب ملت شد؟ آیا جز تورم پنجاه درصدی ظرف یک هفته و کاهش ارزش پول ملی یعنی اندوخته و دارایی و ثروت و پس انداز مردم تا حدود یک چهارم چیزی عاید ملت شد؟ آیا جز سد گتوند و سیوند و تخریب زیرساختهای اقتصادی و سقوط پی در پی هواپیماهای دست چندم باربری تغییر کاربری داده و بنزین سرطان زای پتروشیمی و انرژی هسته ای درون آشپزخانه و هاله نور دستاورد دیگری به ارث گذاشت؟ مگر حاصل کار این دولت جز اختلاسها و چپاول بیت آلمال چیز دیگری بود؟
 پس امروز سخن چیست ؟ ...
 این مردم از میان گزینه های محدود و معدود پیش رو کسی را که شایسته تر نسبت به سایر گزینه ها دید انتخاب کرد. تکرار میکنم شایسته تر نسبت به سایر گزینه ها و نه بیشتر!
 این که از بام تا شام تمام تریبونهای رسمی و مذهبی، صدا و سیما، روزی نامه های رنگارنگ در گوش مردم زمزمه میکنید که اشتباه کرده اید و انتخابتان درست نبوده است و مراقب باشید دوباره مرتکب اشتباه قبلی نشوید .چه معنی دارد؟
 اینکه برخلاف دولت قبل از صدر تا ذیل حاکمیت یک صدا شده اند که روحانی گزینش درستی نبوده است و کاری از پیش نبرده است و اگر جایی پیشرفتی بوده است نتیجه تلاش دیگران است و غیره و غیره! ...
 شما پاسخ دهید کدام فرد باتجربه تر و کارآزموده تر و دارای کارنامه درخشان تری را در معرض گزینش مردم قرار داده اید؟
 مگر چند درصد اختیارات و امکانات و اموال و دارایی ها و تصمیمات در این کشور در اختیار ریس جمهور است؟
 ریس جمهوری که تمام ارکان و اجزای نظام از صدر تا ذیل پشتیبانش بودند با کشور آن کرد که کرد!
 شما بفرمایید ریس جمهوری که از ابتدا بخشهای اصلی قدرت و مراکز بزرگ ثروت و منابع. و سرچشمه های امکانات اقتصادی و فنی کشور با او مخالف باشند و حتی تنها رسانه صوتی تصویری ملی و رسمی کشور تمام هم و غم خود را صرف تخریبش میکنند و کرده اند چه باید بکند و چه میتواند بکند؟
 اکنون از همه میپرسم بدهکار کیست؟
 چه کسانی از چه کسانی طلبکار اند؟
 

 تهیه وَ تدوین: عـبـــد عـا صـی    


[ دوشنبه 23 بهمن 1396 ] [ 20:41 ] [ عـبـــد عـا صـی ] [ نظرات (0) ]

 

  بسم الله الرحمن الرحیم  


 
 

   عشق، همدلی، وَ جنگ ... 

 

  جهت مراجعه به مرجع متن، یا عنوان اصلی، به پیوند فوق اشاره کنید 
 

 http://s8.picofile.com/file/8319155300/FILME_BOMB_1.JPG

http://s9.picofile.com/file/8319155500/FILME_BOMB_3.JPG

http://s9.picofile.com/file/8319155768/FILME_BOMB_2.JPG

 

 عصر ایران؛ مهرداد خدیر : «بمب؛ یک عاشقانه» فیلمی است که به مخاطب و به شعور او احترام می‌گذارد و به همین خاطر جا دارد در ابتدا به نویسنده، کارگردان و بازیگر فیلم – پیمان معادی – احترام بگذاریم و نگاه و تلاش او رابستاییم.
این مطلب هنگامی نوشته و منتشر می‌شود که نامزدهای سیمرغ سی و ششمین جشنواره فیلم فجر مشخص شده و هنوز اسامی برندگان اعلام نشده است. اما تا همین‌جا کاندیداتوری فیلم برای موسیقی متن (النی کالیندرو)، نقش مکمل مرد (سیامک انصاری)، فیلم‌نامه و بهترین فیلم نشان می‌دهد مورد توجه داوران قرار گرفته است.
«بمب؛ یک عاشقانه» چنان که از نام آن هم بر می‌آید حکایت «عشق» را بازمی‌گوید و این بار در هنگامۀ «جنگ شهرها» در ماه های پایانی جنگ هشت ساله و داستان فیلم در فضای اسفند 1366 خورشیدی و سی سال قبل می‌گذرد.
روایت هنرمندانه نوستالژی دهه 60 در «بمب؛ نامه عاشقانه»
فیلم‌نامه، بسیار خوب است و بی سبب نیست که از جشنوارۀ آسیا پاسفیک در سال 1393 به عنوان بهترین برگزیده شد.
کارگردانی و فضاسازی و شخصیت پردازی همه خوب است و پیمان معادی همه را خوب از کار درآورده است.
جذابیت فیلم و متفاوت بودن آن اما برای این نویسنده - چندان که انگیزۀ نوشتن این سطور است - و
شاید هر که بالای 35 سال داشته باشد و دهۀ 60 را از نزدیک درک و خصوصا در تهران زندگی کرده باشد به خاطر نوستالژی دهه 60 است. نوستالژی دریغا دریغ برای خاطرات گذشته است و گیلانی ها و کردها واژه «تاسیان» را به این معنی به کار می برند که بسیار هم زیباست. اما در ذهن نسل های بعد همواره این پرسش شکل گرفته که دهۀ 60 با جنگ و خشونت و کمبود، با موشک باران و صف و کوپن آخرچه نوستالژی یی دارد. پیمان معادی اما به این پرسش پاسخ داده است.
هنر فوق‌العاده او که شایستۀ دریافت سیمرغ بلورین جشنواره اش می‌سازد - و اگر هم نگیرد به تعبیر گزارش‌گران فوتبال از ارزش‌های او نمی‌کاهد- تصویرسازی دهه 60 با اِلِمان های مشهور آن است: از پیکان تا صف نفت، از نوار کاست تا جنگ شهرها که همیشگی نبود و هر از گاهی در طول جنگ درمی‌گرفت.
پیمان معادی نوستالژی دهه 60 را با هنرمندی تمام و در فضای جنگ شهرها ترسیم کرده است. حسی غریب را ...
دهه 60 هم جنگ بود هم امید. هم کمبود بود و هم محبت. هم جنگ بود و هم عشق و فیلم پاسخی است به این پرسش که اینها چگونه در کنار هم قرار گرفتند؟
این که به پناهگاه می‌روند اما دو نفر تخته نرد بازی می‌کنند و یکی هم از مرگ نمی‌ترسد و هم اعتراض خفیفی به شعار «جنگ جنگ تا پیروزی» دارد همه واقعیت های دهه 60 است که ما درک کردیم. (شنیدم برخی به سکانس سرباز فرار کرده از جنگ اعتراض کرده اند اما این هم واقعیت جنگ هشت ساله است که در سال آخر چندان توجیهی نداشت و تقاضای پایان آن فزونی گرفته بود).
خیلی ها در ایران و دنیا فیلم عاشقانه ساخته اند و خواهند ساخت و حکایت عشق هرگز کهنه نخواهد شد. هنرِ پیمان معادی اما تنها این نیست که یک عاشقانه ساخته است. هنر او در این فیلم به تصویر کشیدن « نوستالژی دهه 60» و « جنگ شهرها» است.
جنگ شهرها و حملات موشکی و بمباران ها در طول جنگ هشت ساله 15 هزار و 559 شهید برجای گذاشت و به این موضوع کمتردر سینما و حتی تاریخ جنگ پرداخته شده و ترجیح نهادهای رسمی بخش های ایدیولوژیک است.
اگر کل شهدای جنگ هشت ساله را 300 هزار نفر درنظر بگیریم آن گاه عدد16 هزار در این مجموعه را بیشتر درک می‌کنیم.
این که پیمان معادی فیلمی با موضوع 30 سال پیش را به تصویر کشیده نیز هنر او و البته محمود کلاری فیلم‌بردار است که سیمرغ بهترین فیلمبردار او را هم سزاست و به جشنواره سی و ششم اعتبار می‌دهد و خاطره جشنواره های گذشته را تازه می‌کند.
در پاییز 1391 ماهنامه «اندیشه پویا» جلد و پرونده اصلی خود را به « نوستالژی دهه 60» اختصاص داد. جایی نخوانده‌ام اما حدس می‌زنم شاید در همان زمان در ذهن پیمان معادی که اهل کتاب و قلم و مجله است این بارقه شکل گرفته باشد. کما این که همان نشانه‌ها را در فیلم می‌بینیم:
شیشه شیر، نوار کاست، ضبط صوت‌های قدیمی، صف نفت و در عین حال مسؤولیت شناسی و وجدان کار.
انتخاب محیط مدرسه با ظرافت و دقایقی تحسین برانگیز صورت گرفته و جنبه نمادین آن از دست می‌رود اگر بیشتر توضیح دهم.
این که مدیر مدرسه هر روز «مرگ براین» و «مرگ بر آن» را از بچه ها می‌خواهد و تمام دیوارهای مدرسه از «مرگ بر» پر شده واقعیت دهه 60 است و اگر بیش از 35 سال داشته باشی و در دبستان ها و دبیرستان‌های آن دوره تحصیل کرده باشی از این «مرگ بر» ها زیاد دیده‌ای و منحصر به مدرسه ها هم نیست.
دیوارهای سفارت انگلستان در چهار راه استانبول را به خاطر آوریم که از مرگ‌های متفاوت آکنده بود. مرگ بر آمریکا، مرگ بر شوروی، مرگ بر انگلیس، مرگ بر فرانسه، مرگ براین. مرگ بر آن ... دیوارهای ساختمان رادیو در میدان ارک نیز و جاهای دیگر هم ...
دهه 60 پر از خاطرات تلخ و شیرین است و کمتر کسی جنگ و عشق را این گونه کنارهم قرار داده بود. دهه 60 مدیر و مسؤول سخت گیر بود. اما کار هم می کرد. دزدی و رشوه هم این قدر شایع نبود.
ناظم اگر چوب به دست دارد و به محصل سیلی می زند از سر احساس مسؤولیت یا تصور آن است و بچه ها را دوست دارد. جنگ هست اما عشق هم جاری است و این واقعیت دهه 60 است.
ساخت این فیلم از پیمان معادی بر می آید که می تواند در آمریکا زندگی کند اما ایران را دوست دارد. متولد نیویورک است اما تهران را دوست دارد.
او دهه 60 را لمس کرده و دیده و مثل کارگردان متولد 1360 نیست که برای اثبات خودش به هویت و شناسه ملت ایران در هزار سال گذشته و تا ابد آلاباد – فردوسی- توهین می کند و برای توجیه می گوید نام فرزندم را «آرش» گذاشته ام!
پیمان معادی خودش است. نیازی ندارد خوشایند این و آن و با پول آنان فیلم بسازد.
هر یک از چهار سیمرغ (بهترین فیلم، فیلمنامه، نقش مکمل مرد و موسیقی متن) که به « بمب؛ یک عاشقانه» تعلق بگیرد فیلم و معادی را سزاست اما اگر هم هیچ سیمرغی بر شانه اش ننشیند -که بسیار بعید است- باز توصیه می کنیم «بمب؛ یک عاشقانه» را ببینید.
یک فیلم سالم، بی شعار و بی دروغ. یادآور دهه 60 که هم جنگ بود هم عشق. هم تلخی بود و هم شیرینی و اگر کم بود - که بود - برای همه بود و در پناهگاه هم عشق جریان داشت و این همه فاصله نبود.
پیمان معادی با حکایت عشق کودکانه و تفسیر موشک‌باران به موشک‌بازی بچه‌ها نشان می‌دهد کودک درون او همچنان فعال است.
اگر بیش از سی و پنج سال دارید و در آن سال ها در تهران یا دیگر شهرها بمباران های شهری و جنگ شهرها را احساس کرده‌اید
با این فیلم خاطرات‌تان تازه می‌شود و چه کار دشواری بوده خلق تصویر تهران سی سال پیش در حالی که همه چیز تغییر کرده است و کمی بی دقتی نشانه‌های امروز را به قاب می‌آورد.
از همه گفتیم و نمی‌توان از لیلا حاتمی نگفت. لیلا حاتمی در این فیلم هم خوب است. مثل همیشه. زنی که عشق را با غرور درآمیخته و به تعبیر بامداد شاعر «در ارتفاع شکوه‌‌ناکِ فروتنی» می‌ایستد ...

 تهیه وَ تدوین: عـبـــد عـا صـی    

[ یکشنبه 22 بهمن 1396 ] [ 21:58 ] [ عـبـــد عـا صـی ] [ نظرات (0) ]

 

  بسم الله الرحمن الرحیم  


 
 

  سیدعلی خمینی: ذلت ما ، عـــزت مــا ... 

 

 

  جهت مراجعه به مرجع متن، یا عنوان اصلی، به پیوند فوق اشاره کنید 
 

 

  جماران ، سید علی خمینی : دهه فجر دهه بازخوانی آرمان‌های انقلاب است و بزرگداشت دهه فجر بزرگداشت آرمان‌های اصیل ملت ایران است.
تمام هنر امام این بود که توانست فرهنگ و ارزش را عوض کند، برای اینکه جامعه را درست کنیم لازم نیست در تریبون‌های عمومی گزینه آخر را بگوییم؛ به تندترین روش برخورد کنیم و بگوییم اسلام همین است.

 من معتقدم مهمترین کاری که پیامبر (ص) کرد و مهمترین اعجاز پیامبر عظیم الشأن اسلام (ص) این بود که توانستند در جامعه ای که مظاهر جاهلیت در آن در حد اعلای خودش نمایان بود بیایند و با انقلاب ها و اصلاح های ارزشی این جامعه را از جاهلیت به طرف مدنیت بیاورند. پیامبر (ص) از دل این جامعه یک دولت شهر تأسیس کرد که تا سال های سال نسبت به کل دنیا تفوق علمی و تمدنی داشت. شما حتا اگر پیامبر را به عنوان یک رسول در نظر نگیرید و به عنوان یک فرد بزرگ در تاریخ بشر به او نگاه کنید می بینید که در طول تاریخ هیچ کس نداریم که این گونه باشد؛ یک نفر حرکت و اقداماتی را شروع کند که تا قرن ها جامعه ای که از حیث مظاهر جاهلیت در حد اعلا بوده تمدن کل دنیا را تحت تأثیر قرار دهد. مسلمانان چگونه توانستند این مقدار تأثیرگذاری و پیشرفت داشته باشند؟ پیامبر (ص) جاهلیت را دگرگون کرد و به جای آن مدنیت را قرار داد.  اگر به مظاهر مدنیت توجه نداشته باشیم می بینیم که مظاهر جاهلیت، با خاصیت به روز شوندگی، بر می گردند و جامعه ما در قرن حاضر به جامعه جاهلی تبدیل می شود. پیامبر (ص) با یک جامعه جاهلی رو به رو شد و بعضی از مظاهر جاهلیت را مستقیما انکار کرد و گفت ایده ای که من دارم با نژادپرستی و بت پرستی سازگار نیست و اینها را به انقلاب های ارزشی پیامبر (ص) تعبیر می‎کنیم. اگر گذشت زمان ما را به جایی برساند که به صرف اینکه هم حزب و هم عقیده هستیم، اگر کسی ظلم کرد به او کمک کنیم نه اینکه مثلا فیلمی غیر اخلاقی و به دروغ از او منتشر کنیم. این همان جاهلیت است منتهی با مظهری نو، پیامبر فرمود یاری جاهلی و یاری مدنی متفاوت است. در دوره بعد از پیامبر، خلیفه صحبت می کرد و یک نفر با شمشیر کج آمد و وقتی از او می پرسند که چرا با شمشیر کج آمده ای؟ گفت برای اینکه اگر کج حرف بزند راستش کنم. یاری به حکومت و نظام اسلامی این است که اگر شما دیدید در یک بخشی، نهادی، دولتی و قسمتی دارند ظلم می کنند، به او کمک بکنید که ظلم نکند. توجه تمام عیار به دشمن بیرونی باعث می شود ما از نفس خودمان غفلت پیدا کنیم. اگر توجه نکنیم که بزرگترین دشمن نفس من است، یک وقت چشم باز می کنیم و می بینیم مرزهای ما همه محکم و مستحکم هستند اما می بینیم که در درون خانواده به مشکل خورده-ایم. اگر به اینکه دشمن نفس من و شما است توجه نکنیم به کجا می رسیم؟ پیامبر (ص) به همه ما، در طول تاریخ، می گوید که اگر می خواهید در مقابل مظاهر جاهلیت به سراغ مدنیت بیایید، بدانید که بزرگترین دشمن نفس شما است.  ما بزرگ تر از نفس دشمنی نداریم. اول خودمان را اصلاح کنیم؛ لحظه به لحظه باید این اتفاق بیفتد. امام نکته جالبی می فرماید که مگر شما مریض می شوید دکتر نمی روید؟ چطور نفس انسان که به مراتب پیچیده تر از جسم انسان است احتیاج به معلم اخلاق ندارد؟ مگر می شود گفت ما امراض نفسانی خودمان را خودمان اصلاح می‌کنیم؟ 

 ما بعضی اوقات عزت را با مفهوم «اتصال به قدرت» اشتباه می گیریم. قبل از انقلاب می گفتیم اگر به شرق یا غرب، شوروی یا آمریکا، متصل نباشیم عزیز نیستیم. این مفهوم، عزت نیست بلکه اتصال به قدرت است.
نوه امام خمینی با تأکید بر اینکه استکبار توی سر زن است، تصریح کرد: یعنی اگر شما به آن نزدیک شوید عزت پیدا نمی کنید. یعنی اگر شما با همه دنیا هم دوست شوید عزت پیدا نمی کنید.
عزت در دوستی و دشمنی با دنیا نیست. از منظر پیامبر (ص) عزت به آن مفاهیم انسانی است که تو دنبالش هستی. عزت به نگاه افراطی و تفریطی نیست. نگاه افراطی می گوید که ما هیچ دشمنی در دنیا نداریم و باید با تمام دنیا ارتباط داشته باشیم و هر کاری خواستند بکنند؛ فلسطین و یمن را با خاک یکسان کردند بکنند. نگاه تفریطی هم این است که دور خودمان دیوار می کشیم و با هیچ کس مذاکره، معامله و تعامل نمی کنیم. افراط و تفریط هر دو غلط است.

  هر حکومتی باید زندگی مردمش را تأمین و نسبت به نیازهای اساسی مردم تلاش کند و ربطی به جمهوری اسلامی ندارد. این به این معنا نیست که اگر مردم ندارند ما پشت تریبون بیاییم و به آنها بگوییم نخورید، دنیا ارزش ندارد نه! اما ما به عنوان کسی که باید ارزشهای جاهلی فرهنگی را عوض کنیم باید بدانیم که پیامبر (ص) این کار را کرد. پیامبر (ص) فرهنگی را ارائه داد که مسلمانان در شعب ابی طالب با سختی، مشقت و فقر زندگی می کردند و بیرون نمی آمدند.

  امروز مظاهر جامعه جاهلی زمان پیامبر (ص) به روز شده اند، گفت: اگر واقعا دغدغه شما این باشد که ماشینت بهتر و خانه ات بزرگتر شود، پیامبر اسلام (ص) فرمود بدان که داری در جامعه جاهلی زندگی می کنی؛ ولو خیال کنی که داری در جامعه مدنی قرن بیست و یک و در تهران زندگی می کنی.  در دوره حاضر کار بزرگ امام و بلکه بزرگترین کار امام این بود که ارزش ها را دگرگون کرد. این طور توانست با شاه مقابله کند؛ هرچه آنها کاخ درست کردند، امام گفت من در جماران می نشینم. از حیث عقلی محال است در فرهنگ غربی زندگی کنی و در مواجهه با تمدن غربی پیروز شوی. تا فرهنگتان را قوی نکنید و زمین بازی را خودتان تعبیه نکنید، محال است که پیروز شوید و همیشه از پیش شکست خورده اید. تا زمانی که ما در زمین فرهنگ غربی زندگی کنیم، ما شکست خورده های همیشه تاریخ خواهیم بود. چون همه چیز دست اوست.

  حقوق بشری که امروز غرب به آن رسیده چیز بسیار خوب و برای خودشان پیشرفتی بسیار عالی است. اما تا وقتی که ما در زمین حقوق بشر آنها قدم برداریم همیشه محکوم هستیم. شما نمی توانید در زمین حقوق بشر غربی حرکت و آمریکا را محکوم کنید. اگر لیبرالیزم را به عنوان دین غرب بدانیم، حقوق بشر به عنوان احکام و فقه آنهاست. البته دست آوردهای آنها حتا از منظر خود غربی ها اشکالاتی دارد که خودشان دارند به مرور اصلاح می کنند. البته ما معتقدیم یا باید اصلاحات اساسی انجام دهند و یا در نهایت به زمین خواهند خورد و باید به جایی برگردند که آماده ظهور ولی عصر (عج) شوند.

 اگر ما خیال می کنیم که مسئولین باید تشریفات داشته باشند؛ از عقب افتادگی ماست چون سالها قبل غربی ها این کار را انجام می دادند. ولی شما امروز به برخی کشورهای غربی بروید و ببینید وزیرشان چطور به خیابان می رود. آنها دارند خودشان را اصلاح می کنند. غربی ها در طول تاریخ جلو آمده اند؛ ولو انحرافاتی دارند که یا باید اصلاحش کنند یا آنها را مضمحل خواهد کرد. نکته این است، اگر ما با آنها مبارزه داریم اشتباه استراتژیک این است که بخواهیم در زمین آنها به جنگ آنها برویم. در این صورت شکست ما قطعی است.

 مقابل دشمنان تا آنجا که با زبان آدمیزاد حرف می‌زنند، با زبان آدمیزاد با آنها حرف بزنیم، اما اگر خواستند با زبان حیوانی سخن بگویند، ما هم بلدیم چه کنیم.
 نقد ساختارشکنانه به نفع هیچ کس نیست، یادآور شد که راه حل مشکلات، گفت و گو و نقد هنجارمند است.  فضای کشور آرام نباشد، پیشرفت سخت می‌شود. روحانیت تصور نکند چون عمامه به سر نهاده دیگر کار تمام شده است. شرایط حوزه های علمیه امروز از حیث غنای علمی بالاتر از دوران پیش از انقلاب است و به یقین در 10 یا 15 سال آینده ثمره انقلاب در حوزه های علمیه مشخص می شود.
 ما باید منتقد وضع موجود باشیم و نه مدافع آن، چون ما تا آرمان فاصله داریم. اگر همیشه از وضع موجود دفاع کنیم جامعه از ما عبور خواهد کرد.  مسئولان؛ با رانت ثروت بر ثروت اضافه نکنید.  امروز برخی از هر فرصتی برای ازدیاد اختلاف بهره می‌برند و در این میان به‌واسطه تنوع تفکرات سیاسی شاهد اختلافات عمیق در این عرصه هستیم.
 نوه گرامی امام خمینی با اشاره به سخنان اخیر ترامپ و استفاده وی از عنوان جعلی خلیج عربی گفت: این گاف سیاسى جز اینکه آمریکا را در دنیا منزوى کرد و جز اینکه ملت ایران را بیش از پیش با هم متحد کرد چه ثمره اى براى آمریکا داشت؟
 اگر امام حسین(ع) سکوت پیشه می کرد و با قدرت وقت سازش می کرد و به دنبال امور شخصی خود می رفت، حتی در نزد یزید هم محترم ترین شخص باقی می ماند اما ایشان نسبت به دین جدش بی تفاوت نبود.
 نسبت من با امام مانند دیگر جوانان است و این نسبت را هیچ‌گاه فضیلتی برای خود ندانستم و نمی‌دانم، چه بسا کسانی که در محضر امام بودند بیشتر از من محضر او را درک کرده باشند.
 

 تهیه وَ تدوین: عـبـــد عـا صـی    

[ شنبه 21 بهمن 1396 ] [ 20:17 ] [ عـبـــد عـا صـی ] [ نظرات (0) ]

 

  بسم الله الرحمن الرحیم  


 
 

  دستاوردهای مُهلک مدرنیته وَ پسامُدرنیته ... 

 Mansoureh-Dehgani-(2)

 جنگ با تزریق خون بیگناهان برپا میماند ... 

 

Ayat-Naderi-(5)

 پیشرفت گفتگوی تمدنهای بشری با گسترش دموکراسی!

Mahmoud-Sanati-(1)

 دستاورد «پسامدرنیته» : تخریب حیات سبز وَ عوامل تداوم زندگی ... 

 

Aliyeh-Mazaheri-(3)

 غارت وَ انحصار مایه-های حیات آدمها... 

 

Aliyeh-Mazaheri-(2)

 شکار طبیعت وَ انجصارطلبی ... 

 

   زیرنویسی وَ تدوین: عـبـــد عـا صـی    

[ جمعه 20 بهمن 1396 ] [ 19:40 ] [ عـبـــد عـا صـی ] [ نظرات (0) ]

 

  بسم الله الرحمن الرحیم  


 
 

 

  جهت مراجعه به مرجع متن، یا عنوان اصلی، به پیوند فوق اشاره کنید 
 

 http://s8.picofile.com/file/8318920334/PAY8MAK_H8YE_TABL3Q8TYE_N8X8STEH_1.JPG

http://s8.picofile.com/file/8318920592/PAY8MAK_H8YE_TABL3Q8TYE_N8X8STEH_2.JPG

http://s8.picofile.com/file/8318920892/PAY8MAK_H8YE_TABL3Q8TYE_N8X8STEH_4.JPG

http://s8.picofile.com/file/8318921084/PAY8MAK_H8YE_TABL3Q8TYE_N8X8STEH_5.JPG

http://s9.picofile.com/file/8318921400/PAY8MAK_H8YE_TABL3Q8TYE_N8X8STEH_6.JPG

http://s8.picofile.com/file/8318921792/PAY8MAK_H8YE_TABL3Q8TYE_N8X8STEH_3.JPG

 

 گردآوری جی نیوز : ‪معاون وزیر ارتباطات و فناوری اطلاعات و رییس سازمان تنظیم مقررات از را‌ه‌اندازی سامانه ساماندهی پیامک‌های تبلیغاتی تا دو ماه آینده خبر داد و گفت: اپراتورها با استفاده از اپلیکیشن، پورتال و کدهای USSD می‌توانند به مردم استفاده از انواع پیامک و مدل‌ها را اطلاع‌رسانی کنند.
 به گزارش خبرنگار اقتصادی ، حسین فلاح جوشقانی، معاون وزیر ارتباطات و فناوری اطلاعات و رئیس سازمان تنظیم مقررات و ارتباطات رادیویی درباره ساماندهی پیامک‌های تبلیغاتی گفت:
مردم عموما از دریافت پیامک‌های تبلیغاتی به صورت ناخواسته ناراضی هستند و برای حل این مشکل اقدامات خوبی انجام شده است.
 وی افزود:
اقدامات تا به امروز به صورت سلبی بوده است برای مثال کد دستوری #800* ایجاد شده بود اما موضوع مهم این است که پیامک رسانه‌ای ارزان قیمت و روشی مناسب برای کسب و کارهاست.
 وی گفت: موضوع مهمی که وجود دارد این است که ما نیاز داشتیم تا روشی را انتخاب کنیم که کسب و کارها به صورت مشروع در این حوزه فعالیت کنند
بدین منظور سامانه ساماندهی دریافت پیامک ایجاد شد تا کاربران بتوانند دریافت یا عدم دریافت پیامک‌های تبلیغاتی را مدیریت و کسب و کارها از این بستر برای تبلیغات به صورت مشروع استفاده کنند.
 معاون وزیر ارتباطات با بیان اینکه دو دسته پیامک وجود دارد اظهار داشت: خدمات پیامک محتوایی به صورت انبوه برای اطلاع رسانی و تبلیغات یکی از انواع پیامک‌هاست که نمونه آن اطلاع‌رسانی رویدادها یا تبلیغات به شمار می‌رود اما نوع دیگر پیامک‌ها، پیامک‌های ارزش افزوده است که برای نمونه باید به پیامک‌های بانک، پیامک‌های استعلامی و مواردی که مردم با پرداخت هزینه‌ای درخواست دارند تا محتوایی برای آنها ارسال شود.
 رئیس سازمان تنظیم مقررات و ارتباطات رادیویی با اشاره به چهارچوب تعریف شده برای اپراتورهای تلفن همراه اظهار داشت:
اپراتورها در چهارچوب یک سالی که از سوی سازمان تنظیم مقررات تنظیم شده است فعالیت می‌کند.
درواقع به مردم خدمات پیامکی معرفی می‌شود و مردم خودشان هستند که انتخاب می‌کنند از پیامک‌ها استفاده کنند یا این دسته از پیامک‌ها را دریافت نکنند
(((  شـــوخـــی می-فـــرمـــایـیـــد! ... _ عـبـــد  عـا صـی ))) .
 وی تاکید کرد:
پیامک‌های تبلیغاتی رایگان است و هیچ هزینه‌ای برای مشترک ندارد.
 جوشقانی ادامه داد: سامانه ساماندهی پیامک‌های تبلیغاتی تا دو ماه دیگر راه‌اندازی می‌شود و اپراتورها با استفاده از اپلیکیشن، پورتال و کدهای USSD می‌توانند به مردم استفاده از انواع پیامک و مدل‌ها را اطلاع‌رسانی کنند 
 ((( شـــرمـــنـــده-مـــون نـــفـــرفـــایـــیـــد! ... بذارین ریش وُ قیچی حالآ حالآ هآ دست مبارک خودشون باشه ... _ عـبـــد  عـا صـی ))) ...
 معا
ون وزیر ارتباطات درباره مساله قرار گرفتن شماره‌های تماس مردم در اختیار شرکت‌های تبلیغاتی به صورت گسترده خاطرنشان کرد:
در زمینه مساله قرار گرفتن دیتا بیس شماره‌های مردم در اختیار شرکت‌های تبلیغاتی و ارسال پیامک‌های تبلیغاتی به مردم بررسی‌هایی انجام شده است که نشان می‌دهد اپراتورهای تلفن‌های همراه شماره‌های مردم را برای تبلیغات واگذار نمی‌کند و ممکن است به روش‌های مختلف شماره‌ مردم دریافت شود و این شماره به چنین شرکت‌هایی واگذار شود.
 جوشقانی افزود:
ممکن است دفاتری که به برخی از اطلاعات از جمله شماره تماس مردم دسترسی داشتند این دیتا بیس را در اختیار شرکت‌های تبلیغاتی قرار دادند اما مهمترین مساله این است که در اختیار قرار دادن شماره مردم برای تبلیغات توسط اپراتورها هیچ وقت صورت نمی‌گیرد
چراکه این مساله به اعتماد مردم ضربه می‌زند و به ضرر اپراتورها است.
همچنین مدل کسب و کار هیچ اپراتوری در این حوزه نیست.
‬منبع ‫:‬ ایلنا

 تهیه وَ تدوین: عـبـــد عـا صـی    

[ جمعه 20 بهمن 1396 ] [ 00:49 ] [ عـبـــد عـا صـی ] [ نظرات (0) ]

1 2 3 4 5 ... 49 >>

.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

«کسیکه از خدا شرم ندارد، ممکن-ست مرتکب هر جُرمی بشود» (امام حسن مجتبی"ع"). هر قدر کسی به خدا نزدیکتر باشد، بیشتر از خدا شرم کرده وَ آدمیت او از کمال بیشتری برخوردار میشود ... ************ مولانا مولوی : گر در طلب لقمه نانی، نانی / گر در طلب گوهر کانی، کانی / این نکته رمز اگر بدانی، دانی / هر چیز که اندر پی آنی، آنی ... ************************* « امام خمینی» : همه باید نظر خودشان را بدهند / و هیچ کدام هم برایشان حتی جایز نیست که یک چیزی را بفهمند و نگویند. / باید وقتی می فهمند، اظهار کنند. / این موافق هر که باشد ، باشد ، مخالف هرکه هم باشد ، باشد. / ( صحیفه امام،ج13،ص102)
آمار سایت
تعداد بازدید ها: 12207