فهرست صدها عنوان وبلاگهای من از 84/06/17 الی 89/08/30

اگر باران به دلها نبارد ...
X
تبلیغات
رایتل

اگر باران به دلها نبارد ...
راجع به زندگی وَ مسائل مختلف آن ...




برای گرفتن فال کلیک کنید


لیست وبلاگهای به روز شده
قالب وبلاگ

 ﷐

  بسم الله الرحمن الرحیم  


   محبت مادرانه معلم  


  جهت مراجعه به مرجع متن، یا عنوان اصلی، به پیوند فوق اشاره کنید 


http://s9.picofile.com/file/8300809718/MOHAB_BATE_M8DAR8NEYE_MO_AL_LEM_1.jpg

http://s9.picofile.com/file/8300809942/MOHAB_BATE_M8DAR8NEYE_MO_AL_LEM_2.jpg

http://s9.picofile.com/file/8300810042/MOHAB_BATE_M8DAR8NEYE_MO_AL_LEM_3.jpg

 

  خانم معلم در دفتر تنها بود که پسر کوچکی آرام درِ دفتر را باز کرد و با لحن محتاطی او را صدا کرد. خانم معلم او را شناخت، اما بدون آن که بخواهد نارضایتی خودش را به رویش بیاورد، گفت: تو در امتحان نمره 9 گرفتی. تو تنها کسی هستی که نمرۀ قبولی نگرفته ای!
 پسرک با خجالت و در حالی که صورتش سرخ شده بود، سرش را بلند کرد و گفت: خانم معلم چِن ، می‌شود ... می‌شود یک نمره به من ارفاق کنید؟
 خانم چِن با عتاب مادرانه‌ای سرش را تکان داد و گفت: یک نمره ارفاق کنم؟! این ممکن نیست. من طبق جواب‌هایی که در برگۀ امتحانت نوشته‌ای به تو نمره داده‌ام. او اضافه کرد: نگران نباش. من که نمی‌خواهم به خاطر ضعفت در امتحان، تو را تنبیه کنم. تو باید در امتحان بعد تلاش بیشتری کنی و نمرۀ بهتری بگیری.
 پسر با صدایی که نشان می‌داد خیلی ترسیده گفت: اما مادرم کتکم می‌زند.
 خانم معلم ساکت شد. او آرزوی والدین را درک می‌کرد که می‌خواهند بچه‌هایشان بهترین نمره‌ها را کسب کنند و موفق باشند؛ از طرفی نمی‌توانست در برابر بچه‌های بازیگوشی که در امتحاناتشان ضعیف هستند، نرمش نشان دهد. اما یک موضوع دیگر هم بود. او می‌دانست که کتک خوردن بچه‌ها هم هیچ کمکی به تحصیلشان نمی‌کند و حتی تأثیر منفی آن ممکن است آن‌ها را از تحصیل بازدارد. نمی‌دانست چه تصمیمی بگیرد. یک نمره ارفاق بکند یا نه. او در کار خود جداً اصول را رعایت می‌کند. اما به هر حال قلب رئوف مادرانه هم داشت. نگاهی به پسرک کرد. هنوز تمام تن پسرک از ترس می‌لرزید و به گریه هم افتاده بود. عاقبت رو به پسرک کرد و گفت: ببین!، این پیشنهادم را قبول می‌کنی یا نه؟ من به ورقه‌ات یک نمره «ارفاق» نمی‌کنم. فقط می‌توانم یک نمره به تو «قرض» بدهم. تو هم باید در امتحان بعدی دو برابر آن را، یعنی دو نمره، به من پس بدهی. خوب است؟
 پسرک با شادی گفت: چشم! من حتماً در امتحان بعدی دو نمره‌ به شما پس می‌دهم.
 او با خوشحالی از خانم معلم تشکر کرد و رفت.
 از آن پس برای این که بتواند در امتحان بعدی قرضش را به خانم معلم پس بدهد، با دقت زیاد درس می‌خواند. تا این که در امتحان بعد نمرۀ بسیار خوبی کسب کرد. از طرف مدرسه به او جایزه‌ای داده شد.
 از پسِ آن «درس» که خانم معلم به او داده بود، مقطع دبیرستان را با نمرات عالی پشت سر گذاشت و وارد دانشگاه شد. او همیشه ماجرای قرض نمره را برای دوستانش تعریف می‌کند و از بازگویی آن همیشه هیجان زده می‌شود. زیرا می‌داند که نمره‌ای که خانم معلم آن روز به او قرض داد، سرنوشتش را تغییر داد.

   عکسها، تهیه وَ تدوین: عـبـــد عـا صـی 


برچسب ها: محبت، معلم، تدبیر،

[ دوشنبه 26 تیر 1396 ] [ 20:33 ] [ عـبـــد عـا صـی ] [ نظرات (0) ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

«کسیکه از خدا شرم ندارد، ممکن-ست مرتکب هر جُرمی بشود» (امام حسن مجتبی"ع"). هر قدر کسی به خدا نزدیکتر باشد، بیشتر از خدا شرم کرده وَ آدمیت او از کمال بیشتری برخوردار میشود ... ************ مولانا مولوی : گر در طلب لقمه نانی، نانی / گر در طلب گوهر کانی، کانی / این نکته رمز اگر بدانی، دانی / هر چیز که اندر پی آنی، آنی ... ************************* « امام خمینی» : همه باید نظر خودشان را بدهند / و هیچ کدام هم برایشان حتی جایز نیست که یک چیزی را بفهمند و نگویند. / باید وقتی می فهمند، اظهار کنند. / این موافق هر که باشد ، باشد ، مخالف هرکه هم باشد ، باشد. / ( صحیفه امام،ج13،ص102)
آمار سایت
تعداد بازدید ها: 10186