فهرست صدها عنوان وبلاگهای من از 84/06/17 الی 89/08/30

اگر باران به دلها نبارد ...

اگر باران به دلها نبارد ...
راجع به زندگی وَ مسائل مختلف آن ...




برای گرفتن فال کلیک کنید


لیست وبلاگهای به روز شده
قالب وبلاگ

 

  بسم الله الرحمن الرحیم  


 
 

  طنز جیبهای گـَل وُ گـشـاد ... 

 

 

  جهت مراجعه به مرجع متن، یا عنوان اصلی، به پیوند فوق اشاره کنید 
 

http://s5.picofile.com/file/8173079192/RESHWEH_SHO8RE_MOB8REZE_BAA_1.JPG

 

http://s6.picofile.com/file/8230234234/FES8DE_EQTES8DY_MOB8REZE_BAA_1.jpg

 

http://s6.picofile.com/file/8230233742/FES8DE_ED8RY_1.jpg

 

http://s6.picofile.com/file/8230235568/FES8DE_EQTES8DY_MOB8REZE_BAA_RAHYMY_M_R_1.jpg

 

 آدم خودش یک جا نشسته ، اما فکرش هزار جا میره !!! زنم ازم خواست که از نونوایی سرِ کوچه مون دوتا نون بخرم ... یهو به یاد نون سرِ کوچه مون افتادم . هم وزنش کم شده و هم قدش کوتاه !!! باز قدیما چهارتا مامور برای سرکشی و یا به قول خودشون بازرسی به نونوایی ها می آمدند و چونه های خمیر رو وزن می کردند .. حالا دیگه از این سرکشی ها خبری نیست . میگن با پول و رشوه خریدنِشون !!!! یعنی دهن شون رو بستند !!! خدار به دورکنه ایشاالا ، دور ه ی آخرالزمونه !!! رشوه خوری و حق حساب گرفتن یهو منو به یاد مرحوم عموجان انداخت . خدا رحمتش کنه . توی این فن استاد قابلی بود . از خودش شنیدم که می گفت بیشترِ ارباب رجوع ها رو توی پارکِ مقابل اداره می بینه !!! می گفت اون جا راحت و به دور از چشم بد خواهان اسکناس های رشوه یا شیرینی رو از دست مردم می قاپید و میذاشت توی جیب شلوار گَل وگشادش !!!
گقتم شلوار گَل و گشاد یهویی یاد ِدهه ی شصت افتادم . اون وقتا که شلوارهای چهار پیلی عقب و شیش پیلی جلو مُد شده بود . اون وقتا که مدیرا و روسا با دوچرخه می آمدند سرِکار و تمام هّم وغّم شون رسیدگی به مشکلات ارباب رجوع بود . نه مثل حالا که با خودروی سیصد چهارصد میلیونی از در عقبِ اداره یواشکی میان و میرن !! تازه ارباب رچوع رو عینهون موی دماغ می بینند .....ایش ..... خاک بر سر شدیم .
یادش بخیر. اون وقتا کی جرات داشت توی اداره جات حرف از رشوه بزنه !!!! وزیر نگو عین باقلوا ، نجیب، سر به راه ، کار راه انداز . مثل فرشته ها بودند . خدا رحمت شون کنه . خیلی هاشون رفتند جبهه و شهید شدند . خدا عالمه با این گَندِ دماغا تومنی صَنّار توفیر داشتند . نور به قبرشون بباره ایشالا !
گفتم دهه ی شصت یهو یادم افتاد که ..........
بهمن ماه سال هزار و سیصد و شصت ازدواج کردم . مراسم ِ عروسیمون چه ساده و با صفا برگزار شد ؟ !! واسه ی تامین مخارج ازدواجم ده هزار تومن قرض کردم . پول کیکِ عروسی ما فقط هشتصد تومن شده بود و یک پیکان آلبالویی رنگ مدل جوانان رو گُل زدیم و باهاش رفتیم دنبالِ عروس . دهه ی شصت دهه ی زرشک پلو با مرغ بود . ماهم به مهمون ها ، نهار زرشک پلو با مرغ دادیم .
گفتم زرشک یک دفعه به یاد شربت زرشک افتادم . تو گرمای تابستون چه حالی می داد . خنک بود و مطبوع و دلچسب ......زرشک .....زرشک.....آی زرشک ......زررررررشک!
#فرهاد_بیژنی

 

 تهیه وَ تدوین: عـبـــد عـا صـی    

[ یکشنبه 15 بهمن 1396 ] [ 20:29 ] [ عـبـــد عـا صـی ] [ نظرات (0) ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

«کسیکه از خدا شرم ندارد، ممکن-ست مرتکب هر جُرمی بشود» (امام حسن مجتبی"ع"). هر قدر کسی به خدا نزدیکتر باشد، بیشتر از خدا شرم کرده وَ آدمیت او از کمال بیشتری برخوردار میشود ... ************ مولانا مولوی : گر در طلب لقمه نانی، نانی / گر در طلب گوهر کانی، کانی / این نکته رمز اگر بدانی، دانی / هر چیز که اندر پی آنی، آنی ... ************************* « امام خمینی» : همه باید نظر خودشان را بدهند / و هیچ کدام هم برایشان حتی جایز نیست که یک چیزی را بفهمند و نگویند. / باید وقتی می فهمند، اظهار کنند. / این موافق هر که باشد ، باشد ، مخالف هرکه هم باشد ، باشد. / ( صحیفه امام،ج13،ص102)
آمار سایت
تعداد بازدید ها: 13022