بسم الله الرحمن الرحیم
لکه-های کهنه وُ ماندنی دل ...
جهت مراجعه به مرجع متن، یا عنوان اصلی، به پیوند فوق اشاره کنید
یک شلوار سفید دوست داشتنی داشتم که یک روز ابری پوشیدمش و موقع
بازگشت به خانه باران گرفت ... گلی شد. و من بی خیال پی اش را نگرفتم به
هوای اینکه هر وقت بشویم پاک می شود، ولی نشد ...
بعدها هر چه شستمش پاک نشد ؛ حتی یکبار به خشکشویی دادم که بشویند ولی فایده
نداشت !!! آقایی که توی خشکشویی کار میکرد گفت : «این لباس چِرک مرده شده!».
گفت : «بعضی لکه ها دیر که شود ، می میرند ؛ باید تا زنده اند پاک شوند !».
چرک مُرده شد ... وَ حسرت دوباره پوشیدنش را به دلم گذاشت !
بعید نیست اگر بگویم دل آدم هم کم ندارد از لباس سفید! حواست که نباشد لکه
می شود ؛ لکه-اش می کنند !!! وقتی لکه شد اگر پی اش را نگیری ، می شود چرک
...
به قول صاحب خشکشویی «لکه را تا تازه است ، تا زنده است ، باید شست وُ پاک
کرد ...!».
« ا حمد شا ملو »
تهیه وَ تدوین: عـبـــد عـا صـی