عصر ایران - آیت الله علم الهدی امام جمعه مشهد و عضو مجلس خبرگان رهبری گفته است: « فتنه ۹۴ پیچیدهتر از فتنه ۸۸ است. فتنه 88 گذشت و در سال 94 دیگر نباید از آن سخن گفت، بلکه باید از فتنه 94 سخن گفت».
جهت مراجعه به مرجع متن، یا عنوان اصلی، به پیوند فوق اشاره کنید
انتخابات، انتخابات است و رقابت در ذات آن است. انتخابات، افتخار نظام است و اقتضائات خاص خود را دارد. انتخابات، فتنه نیست و نمی توان به این بهانه آن را انحصاری کرد.
وی در توضیح ادعای خود آورده است: «در فتنه 94 میخواهند همه چیز را تصاحب کنند و تملک کشور و براندازی همه ارزش ها مد نظر دشمن قرار دارد.»
قصد تحلیل این سخنان را نداریم. تنها می خواهیم بپرسیم منظور امام جمعه مشهد از این سخنان چیست؟ مگر در سال 94 و در هفتم اسفند ماه قرار است چه اتفاقی بیفتد؟ مگر جز این است که انتخابات مجلس خبرگان رهبری (دوره پنجم) همزمان با انتخابات مجلس شورای اسلامی (دوره دهم) برگزار می شود؟
عده ای کاندیدا شده اند و هیات های اجرایی و هیات های نظارت صلاحیت ها را بررسی و منتشر می کنند و مردم به شماری از نامزدهای مورد تایید رای می دهند. کجای اینها فتنه گری است؟
می توان حدس زد که کاندیدا شدن غیر جناح خودشان را فتنه گری می دانند. آیا نامزد شدن آیت الله هاشمی رفسنجانی رییس پیشین مجلس خبرگان رهبری که مانند آیت الله علم الهدی عضو همین مجلس است فتنه گری است؟ اگر کاندیدا نمی شد و سکوت می کرد خوب بود؟ یا این که توقع داشتند او و نواده و یادگار امام خمینی ابتدا از ایشان اجازه بگیرند و بعد کاندیدا شوند؟!
مجلس خبرگان در حال حاضر 86 کرسی دارد و قرار است با افزایش دو کرسی از استان البرز به 88 کرسی برسد. آیا آقای علم الهدی انتظار داشت تنها 88 نفر کاندیدا شوند و مردم هم به همین 88 نفر رای دهند؟ این که عده ای از هم لباسان ایشان کاندیدا شده اند فتنه گری است؟ چگونه یک روحانی با نشان سیادت به خود اجازه می دهد به دیگران اهانت کند؟ آیا اتهام فتنه گری اهانت نیست؟
شاید بگویند منظورشان خبرگان نیست. لابد مجلس شورای اسلامی است. به یاد داریم و هنوز قابل ارجاع است که سال 90 آقای باهنر از چهره های شاخص جریان اصول گرایی رسما از اصلاح طلبان «خواهش» کرده بود که در انتخابات نهمین دوره مجلس شورای اسلامی مشارکت فعال داشته باشند. به دلایلی که خارج از این بحث است این امکان برای آنها فراهم نشد. حال که به قصد مشارکت فعال وارد صحنه شده اند با انگ فتنه گری باید رو به رو شوند؟
از یاد نبرده ایم یکی از انتقادات و اتهاماتی که در سال 88 متوجه اصلاح طلبان می کردند این بود که چرا پیش از انتخابات ابراز نگرانی می کنند. حالا چه کسی قبل از هر اتفاقی اعلام نگرانی می کند؟!
موضوع تنها رقابت جریان های سیاسی هم نیست. کارشناسان بسیاری احساس تعهد کرده و برای حل معضلات کشور به میدان آمده اند. از این افراد باید تشکر کرد یا انگ فتنه زد؟ این گونه سخن گفتن ها این شایبه را پدید می آورد که مشکل اصلی برخی از آقایان با انتخاب و انتخابات است و انگار با صندوق رای مشکل دارند و انگار دارند ازپیش هشدار می دهند که به نامزدهای جناح های دیگر اجازه ندهید و می خواهند در مسابقه بی رقیب برنده شوند!
اگر آقای علم الهدی اطلاعات پشت پرده ای در اختیار دارد به دستگاه های اطلاعاتی و قضایی ارایه کند واگر قدرت پیش گویی دارد امور دیگر را هم پیش گویی کند. و گرنه مشارکت مردم در انتخابات رقابتی و پرشور هیچ گاه مصداق فتنه نیست. فتنه این است که بخواهیم برای ماندن خودمان در قدرت رقیب را با هر وسیله از صحنه خارج کنیم و حاصل کاهش نرخ مشارکت باشد.
اقبال مردم به یادگار امام یا یار امام هیچ نشانی از فتنه و فتنه گری ندارد و اتفاقا باید نگران بود که در صورت پاره ای بد سلیقگی ها نرخ مشارکت کاهش یابد.
کسانی اما تنها حضور خودشان در قدرت و ودر مجالس خبرگان و شورا را به نفع نظام می دانند و لاغیر در صورتی که هیچ کس به جناب ایشان سمت سخنگویی نظام را اعطا نکرده است. ایشان می تواند و باید دیدگاه خود را به عنوان عضو مجلس خبرگان رهبری ارایه کنند اما انگ زدن به دیگران و ترساندن حکومت و ناظران به قصد حذف رقبا اخلاقی نیست و آدمی حیران می ماند چگونه فردی که در هر خطبه نماز جمعه خودش و دیگران را به تقوا فرامی خواند چنین آسان دیگران را متهم می کند.
انتخابات، انتخابات است و رقابت در ذات آن است. انتخابات، افتخار نظام است و اقتضائات خاص خود را دارد. انتخابات، فتنه نیست و نمی توان به این بهانه آن را انحصاری کرد. انتخابات 94 قطعا می تواند به تقویت نظام بینجامد. اگر رهبری در پیام خود به جوانان غربی پاره ای حکومت های منطقه را عقب مانده توصیف می کنند برای این است که انتخابات ندارند. پس انتخابات شاخصه نظام جمهوری اسلامی است و مردم را باید امید وار کرد. از سخنان اقای علم الهدی اما امیدی به چشم نمی آید.
اگر با اصل انتخابات و رقابت و مراجعه به مردم - همه مردم -مشکل دارید به صراحت بگویید. نه این که انتظار داشته باشید هیچ کس به میدان نیاید تا نتیجه همانی باشد که می خواهید.
فتنه ای اگر باشد این است که مردم را از مشارکت در انتخابات دور یا محروم کنند. فتنه دیگری عجالتا سراغ نداریم.
بسم الله الرحمن الرحیم
تهیه وَ تدوین : عـبـــد عـا صـی
تهیه وَ تدوین : عـبـــد عـا صـی
بسم الله الرحمن الرحیم
عبرت نیوز: با نزدیک شدن به ایام
انتخابات صداوسیما بخشهای خبری جدیدی را برای «تخریب» راهاندازی کرده است.
اینکه صدا وسیما از مدتها پیش و با آغاز دولت حسن روحانی راهبردی وارونه نسبت
به دولت احمدی نژاد را در پیش گرفته است از هیچکس پوشیده نیست اما
همگان می دانند و قطعا کارشناسان این رسانه نیز درک کرده اند که بهتر است یا در
انتخابات رویه اعتدال و بی طرفی را پیشه کنند یا در صورت حمایت و همپوشانی
جریانی خاص منتظر رفتار وارونه افکار عمومی باشند.
این در حالیست که کار رسانه ملی کشور به جایی رسیده است که
سیدرمضان شجاعی کیاسری
نماینده اصولگرای مجلس و نایب رئیس شورای نظارت بر سازمان صداوسیما میگوید:
«سازمان
غولآسای صداوسیما، خود را پاسخگو نمیداند، به همین خاطر اوضاعش روز به روز بدتر
میشود. بیبیسی با دو هزار نفر اداره میشود و صداوسیما 48 هزار نیرو دارد.
به قول یکی از دوستان، خیلی از این شبکههای صداوسیما تعداد کارکنانشان از
مخاطبانشان بیشتر است!»
وی با « میلی » خواندن صدا وسیما گفته است:
در صداوسیما بیطرف نگاه نمیکنند. در بخشی از برنامهها مثل شبکه خبر حتی
اعلام کردند که مجلس لابیگری میکند. مجلس برای چه کسی لابیگری میکند؟ این
توهین به مجلس و نمایندگان بود؛ یا روزی که برجام تصویب شد زیرنویس شبکه خبر
این بود که «نشست 20 دقیقهای مجلس» و روی این 20 دقیقه هم تأکید داشت. در حالی
که تصویب برجام 20 دقیقه نبود و سه چهار ماه وقت برد و جلسات و نشستهای متعدد
برگزار شد تا به نتیجه رسید. صداوسیما موضع دارد. مراجع هم این نوع برخورد را
تأیید نکردهاند و قبول دارند که صداوسیما در مورد برجام خطی و سیاسی عمل کرد.
اکنون این سوال مهم مطرح است که چگونه و چرا این سازمان عریض و طویل که بودجه
بیت المال استفاده می کند علیرغم تجربه چندین دوره انتخابات و تاثیر معکوس و
مخرب رفتار رسانه ای خود در فرایند پیش و پس از انتخابات باز بر همین طبل می
کوبد و عبرت نمی گیرد.
به گزارش ایسنا، روزنامه
جمهوری اسلامی نوشته است: همزمان با نزدیک شدن به
زمان انتخابات، صداوسیما با راهاندازی بخشهای خبری کوتاه در شبکههای مختلف
رادیویی، به تخریب شخصیتهای نظام و برخی دیگر از شخصیتها پرداخته میشود.
این بخشهای خبری به تقلید از خبر 20:30 سیما تنظیم شده و حمایت از یک جناح خاص
و تخریب جناح دیگر را در دستور کار خود دارند.
این روزنامه همچنین نوشت: تجربه عملکردهای اینچنینی در
گذشته نشان میدهد که تخریب، اثر معکوسی دارد و مردم به افرادی که توسط دستگاههای
رسمی یا افراد دارای مسئولیت تخریب میشوند، گرایش بیشتری نشان میدهند.
خبر مرتبط :
تهیه وَ تدوین : عـبـــد عـا صـی
عبرت
نیوز: امام خمینی(ره)، در پیامی در روز 23 تیر 1362 به مناسبت گشایش
اولین دوره مجلس خبرگان رهبری به اهمیت این مجلس برای ادامه نظام و
شرعیت بخشی به آن تأکید کردند :
بسم اللَّه الرحمن الرحیم
با تأیید خداوند متعال جَلَّ و علَا و پشتیبانى حضرت ولى اللَّه اعظم،
بقیه اللَّه أرواحنا لمقدمه الفداء-
بر حسب اصل یکصد
و هفتم قانون اساسى جمهورى اسلامى، مجلس مبارک خبرگان، که به وسیله
آراء ملت عظیم الشأن ایران، شمارى از علماى اعلام و حجج اسلام- ادام
اللَّه بقائهم- براى تعیین رهبر یا شوراى رهبرى انتخاب شده اند، مفتوح
گردید. مجلسى که براى ادامه نظام جمهورى اسلامى و شرعیت
بخشیدن به آن نقش اساسى دارد.
مجلسى که علاقه
مندان به اسلام و جمهورى اسلامى دل بدان بسته، و مخالفان و دشمنان آن
چشم به آن دوخته اند.
آنان دل بسته اند که منتخبین آنها، که از علماى متعهد و آگاه به مصالح
و مفاسدند، با رأى مبارک خود شایسته ترین و آگاه ترین و متعهدترین فقیه
یا فقها را براى این مقام، که صیانت نظام جمهورى اسلامى و هدایت آن به
طور شایسته و موافق با شریعت مطهّره بستگى به آن دارد، با اعتقاد به
حضور خداوند متعال و نظارت او- جَلَّ و علا- بر آراء و اعمال و احوال
آنان تعیین نمایند، و رضاى او را بر رضاى خود و دیگران مقدم دارند.
و اینان چشم طمع
دوخته اند که شاید به وسیله ایادى خود بتوانند لغزشى خداى نخواسته
ایجاد کنند که در آتیه اى و لو دراز مدت نظام اسلامى را به انحراف
کشانند.
ما مى دانیم که
ابرقدرت ها و حکومت هاى وابسته به آنان با اسلام شاهنشاهى و مُلْکى
مخالف نیستند؛ بلکه بى شک آن را تأیید نیز مى کنند.
اسلامى که به
وسیله ایادى ابلیسى خود و جهال بصورتِ عالم، عرضه شود- که علماى اسلام
و مسلمانان نباید در امور سیاسى و اجتماعى مسلمین دخالت کنند و نباید
در امور مسلمانان اهتمام نمایند، و حکم واضحِ عقل موافقِ
با قرآن را نادیده گرفته و حدیث مَجَارِى الأُمُورِ بِیَدِ العُلَمَاء
باللَّه را ضعیف و سخن شریف وَ أمَّا الْحَوَادِثُ الوَاقِعَةُ
فَارْجِعُوا فیها إِلَى رُوَاةِ أَحَادِیثِنَا. و دیگر احادیث از این
قبیل را بى مبنا یا به تأویل کشانند- صد در صد مورد تأیید آنان است.
چه بهتر که دست
علماى متعهد و مسلمانان بیدار را این درباریان روحانى نما و
بازیخوردگان غافل از سیاست بازى شیاطین ببندند، و راه را براى چپاول و
سلطه قدرت ها باز کنند.
آنان از اسلامى که
مؤید آنهاست چه باک دارند؟ از اسلام على بن ابی طالب- علیه صلوات
اللَّه و سلامه- مى ترسند. اگر آن شهید دلباخته اسلام و اسلام شناس
حقیقى مثل اینان فکر مى کرد و به گوشه عزلت به عبادت خدا مشغول مى شد و
راهى جز بین مسجد و منزل نمى پیمود، نه جنگ صفین و نهروان پیش مى آمد،
و نه جنگ جمل، و نه مسلمانان فوج فوج به قتل مى رسیدند و شهید مى شدند.
و اگر سید الشهدا- علیه السلام- مثل اینان فکر مى کرد و در کنار قبر
جدش به ذکر و دعا مى پرداخت، فاجعه بزرگ کربلا پیش نمى آمد و دوستان
ارجمند خداوند قطعه قطعه نمى شدند و آل اللَّه به اسارت نمى رفتند. و
از آنها بالاتر، اگر رسول اکرم- صلى اللَّه علیه و آله و سلم- مانند
اینان فکر مى کرد و به نصیحت و بیان احکام عبادات مى پرداخت، آن همه
رنج و مصیبت نمى دید و آن همه مسلمانان به شهادت نمى رسیدند. و در
علماى معاصر،
اگر مرحوم آیت اللَّه عظیم الشأن، آقا میرزا محمد تقى شیرازى با آن
مقام بزرگ در علم و ورع و تقوا، همانند اینان فکر مى کرد، در عراق جنگ
بین مسلمانان و انگلیسى هاى متجاوزِ غاصب پیش نمى آمد و آن همه
مسلمانان شهید نمى شدند، و استقلال عراق تأمین نمى شد.
حکومت هایى که در عصر حاضر با دل و جان و اسم اسلام در خدمت ابرقدرت ها،
بویژه امریکا هستند و عامل تأمین منافع آنان در جهان مى باشند، و
آخوندهاى دربارى از خدا بى خبر که مؤید آنان و مخالف با رژیم اسلامى
هستند و کوشش در هدم اسلامِ پرخاشگر بر ستمگران به سیره رسول اللَّه-
صلى اللَّه علیه و آله و سلم- و علم کردن اسلامِ شاهنشاهى و ملوکى
هستند، که مسلمانان متعهد را به جرم شکایت از ظلم امریکا و اسرائیل مى
خواهند از فریضه حج محروم کنند، باید مورد تأیید شوروى و امریکا و
اسرائیل باشند.
و اکنون شما، اى
فقهاى شوراى خُبرگان واى برگزیدگان ملت ستمدیده در طول تاریخ شاهنشاهى
و ستمشاهى، مسئولیتى را قبول فرمودید که در رأس همه مسئولیت هاست؛ و
آغاز به کارى کردید که سرنوشت اسلام و ملت رنجدیده و شهید داده و
داغدیده گرو آن است. تاریخ و نسل هاى آینده درباره شما قضاوت خواهند
کرد، و اولیاء بزرگ خدا ناظر آرا، و اعمال شما مى باشند؛
«وَ اللَّهُ مِن وَرَائِهم مُحیطٌ و رَقِیبٌ». کوچکترین سهل انگارى و
مسامحه و کوچکترین اعمال نظرهاى شخصى و خداى نخواسته تبعیت از هواهاى
نفسانى، که ممکن است این عمل شریف الهى را به انحراف کشاند، بزرگترین
فاجعه تاریخ را به وجود خواهد آورد.
اگر اسلام عزیز و جمهورى اسلامى نوپا به انحراف کشیده شود و سیلى بخورد
و به شکست منتهى شود، خداى نخواسته اسلام براى قرن ها به طاق نسیان
سپرده مى شود، و به جاى آن، اسلام شاهنشاهى و ملوکى جایگزین آن خواهد
شد. شما برگزیدگان مستضعفان مى دانید که با کوتاه شدن
دست ابرقدرت هاى چپاولگر از کشور اسلامى شما، آنان و وابستگان به آنها
ماهیت اسلام و قدرت الهى آن را لمس نمودند، و چون افعى زخم خورده در
کمین نشسته اند که از هر راهى بتوانند خود یا به وسیله پیروان از خدا
بى خبر خود این نظام الهى را از مسیر خود منحرف نمایند.
و بالاترین انحراف، که منجر به انحراف تمام ارگان ها مى شود، انحراف
رهبرى است، که امروز شما نقش اول آن را دارید. شما دیدید
و شنیدید که با اصل پنجم قانون اساسى چه مخالفت ها شد و چه جار و جنجال
ها بپا کردند، و بحمد اللَّه تعالى موفق نشدند مأموریت خود را انجام
دهند. و اخیراً با همین تعیین خبرگان نیز مخالفت کردند و سمپاشى نمودند،
و بحمد اللَّه با شکست مواجه شدند.
و امروز هم شما نباید از کید ساحران و وسوسه خَنّاسان غافل باشید. راه
خود را با قدرت الهى و تعهد به اسلام بزرگ و قوت ایمانى و روحى ادامه
دهید؛ و به هیچ چیز الا مصالح اسلام و مسلمین فکر نکنید. و در این صورت
خداوند تعالى پشت و پناه شماست.
لازم است به رهبر محترم آتیه، یا شوراى رهبرى، تذکرى برادرانه و
مخلصانه بدهم:
رهبر و رهبرى در
ادیان آسمانى و اسلامِ بزرگ چیزى نیست که خودبخود ارزش داشته باشد، و
انسان را خداى نخواسته به غرور و بزرگ اندیشىِ خود وادارد. آن همان است
که مولاى ما، على بن ابی طالب، درباره آن گوشزد فرموده است. اساساً
انبیاء خدا- صلوات اللَّه و سلامه علیهم- مبعوث شدند براى خدمت به
بندگان خدا، خدمت هاى معنوى و ارشادى و اخراج بشر از ظلمات به نور، و
خدمت به مظلومان و ستمدیدگان و اقامه عدل، عدل فردى و اجتماعى.
شما که خود را پیروان اصحاب وحى و اولیاء عظیم الشأن مى دانید و بحمد
اللَّه هستید، خود را جز خدمتگزار به ملت هاى ستمدیده ندانید. و باید
بدانید که تبهکاران و جنایت پیشگان بیش از هر کس چشم طمع به شما دوخته
اند، و با اشخاص منحرفِ نفوذى در بیوت شما، با چهره هاى صد در صد
اسلامى و انقلابى، ممکن است خداى نخواسته فاجعه به بار آورند، و با یک
عمل انحرافى نظام را به انحراف کشانند، و با دست شما به اسلام و جمهورى
اسلامى سیلى زنند. اللَّه، اللَّه، در انتخاب اصحاب خود. اللَّه،
اللَّه، در تعجیل تصمیم گیرى، خصوصاً در امور مهمه. و باید بدانید و مى
دانید که انسان از اشتباه و خطا مأمون نیست.
به مجرد احراز اشتباه و خطا از آن برگردید، و اقرار به خطا کنید؛ که آن
کمال انسانى است، و توجیه و پافشارى در امر خطا نقص، و از شیطان است.
در امور مهمه با کارشناسان مشورت کنید، و جانب احتیاط را مراعات نمایید.
این جانب مطالبى را در سى صفحه، به عنوان وصیت، نوشته ام؛ و یک نسخه آن
را در مجلس مبارک خبرگان امانت مى گذارم، که پس از مرگ این جانب منتشر
خواهد شد.
از خداوند متعال عاجزانه مسألت مى نمایم که اسلام بزرگ را عظمت بیشتر
بخشد؛ و توفیق وحدت را براى حفظ کیان اسلام و کشورهاى اسلامى نصیب ملت
هاى اسلامى فرماید؛ و جمهورى اسلامى را هر چه بیشتر تقویت نماید؛ و ما
را مورد عنایت حضرت بقیة اللَّه- عجل اللَّه فرجه الشریف و روحى لمقدمه
الفداء- قرار دهد. و السلام على عباد اللَّه الصالحین.
22 تیر ماه 1362/ 2 شوال المکرم 1403
روح اللَّه الموسوی الخمینى
منبع : خبر آنلاین 1394/9/26
تهیه وَ تدوین : عـبـــد عـا صـی
بسم الله الرحمن الرحیم
زیباکلام معتقد است
صداوسیما کاملا تاکید دارد که سازمانی متعلق به گروهی خاص از
اصولگرایان تندرو است و از آشکار شدن این موضوع هم ابایی ندارد.
شب گذشته (دوشنبه 30 آذر ماه) همزمان با شب یلدا قرار بود مصاحبه عادل
فردوسیپور با محمدجواد ظریف از شبکه سوم سیما پخش شود اما این مصاحبه
به دلیل عدم موافقت مدیران صداوسیما پخش نشد. البته قبل از آغاز برنامه
نود غلامعلی حداد عادل آنهم در آستانه انتخابات مجلس و درحالیکه وی
نیز در شمار کاندیداهای این دوره است؛ در یک برنامه زنده تلویزیونی
حضور پیدا کرد و به صورت زنده سخنرانی کرد و برای مخاطبان شعر خواند.
صادق زیباکلام (استاد دانشگاه) در گفتگو با خبرنگار ایلنا؛ درباره این
رفتار مدیران سازمان اظهار داشت: رفتار صداوسیما نشان داد این سازمان
متعلق به همه ۸۰ میلیون نفر مردم ایران نیست بلکه متعلق به ۴ میلیون
نفری است که در زمان انتخابات ریاست جمهوری به سعید جلیلی رای
دادهاند.
وی ادامه داد: رفتار صداوسیما پیش از آمدن محمد سرافراز به این سازمان
و در زمان ضرغامی نیز همین گونه بود اما تفاوت ضرغامی با سرافراز در
این است که ضرغامی حداقل حفظ ظاهر میکرد.
زیباکلام افزود: ضرغامی گهگاه مصاحبههایی از افراد غیراصولگرا پخش
میکرد تا بگوید فراجناحی عمل میکند اما سازمان در این دوره اصلا
اصراری بر این امر ندارد و حفظ ظاهر را نیز کنار گذاشته است.
وی تاکید کرد: مدیران این سازمان تاکید دارند؛ بگویند رسانه ملی تنها
متعلق به یک جریان خاص سیاسی است و بیان این مسئله و رفتار را زشت و
ناپسند هم نمیدانند. عملکرد آنها نشان داده حمایت آشکارشان از یک دسته
و گروه در نظر خودشان نه تنها قبحی ندارد که ضرورت نیز دارد.
وی با اشاره به اینکه رفتار صداوسیما نشان داده فقط متعلق به جریان
اصولگرای تندرو است؛ گفت: این سازمان از بودجه عمومی و مالیات مردم
اداره میشود اما رفتارش عملا دهنکجی به مالیاتدهندگان است. آنها نه
تنها این رفتار را زشت نمیدانند بلکه با اعتماد به نفس هرچه تمامتر
آشکارا نشان میدهند که تصمیمات ما به هیچ فردی مربوط نیست.
وی با تاکید بر اینکه صداوسیما؛ ۹۲ درصد مردم را نادیده میگیرد؛ گفت:
در سازمان صداوسیما نه سیدمحمد خاتمی جایی دارد نه محمدجواد ظریف و نه
هیچ استاد دانشگاه مستقل دیگری. فقط و فقط همان ۸ درصدی که به سعید
جلیلی رای دادند؛ حق دارند. آنها هم آشکارا حق ۹۲ درصد مردم را فدای ۸
درصد از طرفداران اصولگرای تندرو میکنند.
تهیه وَ تدوین : عـبـــد عـا صـی
تهیه وَ تدوین : عـبـــد عـا صـی
برچسب ها: حمله سایبری، تخریب سد نیویورک،
بسم الله الرحمن الرحیم
مادر : بازم داری فیلم خشونتی تماشا میکنی_
فقط بازیهای کامپیوتری، درسته؟!
پسر : اینم یـــه جور ... آخرین فیلم نبرد در عراقه!
پدر : این خوبه ... بدبختانه این بازیهای
کامپیوتری، خشونت آدما رو تشدید میکنه ...
روزنامه ایران نوشته : حالا دیگر دست خودتان است که با یک کلیک، به صف انبوه تماشاگران بپیوندید یا به کل از خیر دیدن صحنههای دلخراش بگذرید. نمونهاش فیلم سوزاندن خلبان اردنی به دست داعش؛ فیلمی که دیدن آن واقعاً دل میخواهد و اعصاب پولادین.
مگر میشود نشست و مرگ یک انسان را آن هم به این شکل
فجیع تماشا کرد و بعد انگار نه انگار که چنین صحنهای دیده شده، دوباره پی کار
خود رفت؟! یا اینکه صحنه سربریدن آدمها با آن همه قساوت و تصاویر خونین را دید
و همان آدم قبلی بود؟ اصلاً چه چیزی باعث میشود بعضی از مردم به دیدن چنین
تصاویری اشتیاق نشان دهند؟! آیا خواست تهیه کنندگان این گونه فیلمها و عکسها،
بارها و بارها دیده شدن صحنههای فجیع جنایتهایشان نیست؟!
دکتر پرویز روزبیانی، روانشناس،
«جوانان را بیشترین قشری میداند که به
تماشای صحنههای فجیع تمایل نشان میدهند : «
جوانان حساس
و زود رنج هستند و علاوه بر آن تجربه کافی ندارند و به همین دلیل هم هست در
مواقعی که باید روی احساسات و رفتار خود کنترل داشته باشند، نمیتوانند این
کنترل را به درستی اعمال کنند و به همین دلیل هم بسیاری از مواقع شاهد رفتار
هیجانی و احساسی از سوی آنها هستیم.
افراد میانسال و مسن، غالباً به دلیل
تجربهای که دارند و دورانی که گذراندهاند کمتر دچار این احساسات هیجانی
میشوند، بنابراین در مواجهه با شرایط مشابه، رفتار آرامتر و منطقیتری از خود
نشان میدهند».
روزبیانی
: «جوانان باید امکاناتی داشته باشند که هیجان خود را
تخلیه کنند. یکی از راههایی که باعث تخلیه هیجان جوانان میشود، ورزش و حضور
در اماکن ورزشی مثل استادیومهاست اما متأسفانه اینگونه اماکن به اندازه کافی
وجود ندارد و در دسترس جوانها قرار نمیگیرد.
تعداد اماکن تفریحی زیاد نیست و
از سویی دیگر شرایط اقتصادی هم اجازه نمیدهد جوانها در مکانهای مناسب و به
شیوه درست، هیجان خود را تخلیه کنند. همین مسأله باعث به وجود آمدن خشونت در
آنها میشود که متأسفانه در برخی موارد، تبعات و آثار ناخوشایندی
دارد.
بسیاری از نزاعها و قتلهایی که به دنبال آن اتفاق میافتد،
نتیجه همین کنترل نشدن و سوق ندادن روحیه روانشناختی جوانها در مسیر درست
است».
وقتی جوانان خشن میشوند، چه اتفاقی میافتد؟ دکتر روزبیانی
:
« ایجاد خشونت در جوانان که نتیجه شرایط نامساعد اقتصادی و نبود امکانات لازم
زیرساختی و فرهنگی است، به شکلگیری عقدههای روانی در آنها منجر میشود. وقتی
خشونت در وجود انسان ریشه دواند اما به انجام اعمال خشونتآمیز منجر نشد، دیدن
صحنههای خشن نظیر ویدئوها و عکسهای فجیع، به گونهای به این هیجانات پاسخ
میدهد. گاهی دیده میشود بعضی افراد با دیدن چنین صحنههایی به جای اینکه
ناراحت و متأثر شوند، حالت سرخوشی پیدا میکنند.
به هرحال جوانان کنجکاو هستند
و وقتی در محیطهای کوچک و با امکانات محدود زندگی میکنند، ممکن است دچار
عقدههای روانی شوند که البته این، فقط مختص کشور ما نیست و در همه جا وجود
دارد».
روزبیانی میگوید: «به یاد داشته باشید بیماران روانی همیشه
افرادی نیستند که در بیمارستانهای روانی بستریاند. بسیاری از آنها بین ما
زندگی میکنند و اگر درمان نشوند، ممکن است اعمال غیرقابل انتظاری از آنها
سربزند».
مجید ابهری، آسیب شناس اجتماعی هم
گفتههای دکتر روزبیانی را تأیید میکند و
میگوید: «متأسفانه بیشتر افرادی که اینگونه فیلمهای فجیع را تماشا میکنند و
آنها را به اشتراک میگذارند جوانان بین 13 تا 25 سال هستند.
تا قبل از این نوجوانان و جوانان نمیتوانستند صحنه سربریدن یک حیوان را نگاه
کنند اما امروزه سربریدن انسانها را به سادگی تماشا میکنند و هیچ گونه اثری
بر عاطفه، فکر و روح آنها نمیگذارد، البته این نبود اثر گذاری از نظر ظاهری
است. در واقع اثر اینگونه صحنهها در ذهن و فکر افراد باقی میماند و به شکل
کابوس، استرس و اضطراب در آنها نمایان میشود. از سوی دیگر اگر اینگونه
صحنهها عامل مؤثری برای تحریک نباشد باعث بیتفاوتی افراد میشود به شکلی که
به سادگی میتوانند این گونه صحنهها را تماشا و تکرار کنند».
«روانشناسان عقیده دارند تماشای مکرر صحنههای خشونتبار انسان را بتدریج
قسیالقلب میکند، چرا که دیدن چنین مناظری برای او عادی میشود. از اینرواست
که تأکید دارند افراد، بخصوص کودکان و نوجوانان از دیدن چنین صحنههایی اجتناب
کنند».
دکتر محمد تقی جغتایی، عصب شناس و رئیس دانشکده علوم بهزیستی و توانبخشی در این
رابطه میگوید: «این گونه فیلمها نظیر آنچه از سوی تروریستهای داعش منتشر
میشود، به لحاظ عصبشناسی، تأثیر بسیار منفی روی افراد بخصوص کودکان میگذارد،
چرا که
مغز کودکان از لحاظ عصب شناسی به گونهای است که وقایع را همانندسازی
میکند و به همین دلیل هم هست که کودکان دوست دارند چیزهایی را که میبینند
تکرار کنند. در واقع رفتارکودکان بر مبنای مشابهسازی است.»
«شما هم حتماً کودکانی را دیدهاید که بعد از تماشای فیلمهای خشن،
بلافاصله به تقلید از صحنههای فیلم شروع به بازی میکنند؛ این بازی میتواند
به واقعیت تبدیل شود :
کودکانی که در دوره کودکی
مدارهای عصبی خشونت در مغزشان شکل میگیرد، خشونت جزو رفتارهای ثابتشان میشود
و در بزرگسالی هم به انجام رفتارهای خشن تمایل پیدا و اگر موقعیتی پیش آید، به
آن اقدام میکنند».
دکتر مهدی صابری، رئیس بخش روانپزشکی قانونی معاینات مرکزی استان تهران
: «رسانهها وظیفه دارند اخبار و رویدادها را گزارش کنند و
اطلاعرسانی مناسبی در مورد آن انجام دهند. حوادث نیز بخشی از این اخبار و
رویدادهاست که انتشار آن لازم است و حتی در مواردی جنبه هشداری دارد،
اما بیان
جزئیات دقیق و انتشار تصاویر فجیع از حوادث نه تنها اثر مثبتی ندارد، بلکه قبح
خشونت را هم از بین میبرد.
انسانها
ذاتاً به رفتارهای خشونتآمیز گرایش دارند اما دیدن تصاویر خشن آنها را در سیکل
خشونت قرار میدهد».
متن کامل
تهیه وَ تدوین : عـبـــد عـا صـی
بسم الله الرحمن الرحیم
تهیه وَ تدوین : عـبـــد عـا صـی
بسم الله الرحمن الرحیم
عضو شورای سیاستگذاری خبرآنلاین
،
محمد مهاجری :
هنوز نه به بار است و نه به دار. نه صلاحیت حاج سیدحسن آقای خمینی تایید شده؛ نه انتخاباتی برگزار
شده و نه اسم نوه امام راحل(ره) از صندوق بیرون آمده. هنوز هیچیک از
این اتفاقات نیفتاده عده ای تب کرده اند و برای رخدادی که هیچ چیزش
معلوم نیست لرز کرده اند.
یکی لازم می داند به واسطه کاندیداتوری او به هاشمی ناسزا بگوید؛ دیگری
از تحلیلدانش این در آمده که کاندیداتوری سید، آغاز یک فرایند فتنه
انگیز است؛ آن یکی می گوید سیدحسن آقا عامل فلانی است و ایده های
بیگانه را پیاده می کند. خلاصه از همین الان یک فتنه گر نفوذی
ضد امامِ ضد
نظام خلق کرده اند و از او احساس ترس می کنند.
در آن جناح هم عده ای گمان برده اند با نامزدی او، یک انقلاب بزرگ به
راه خواهد و افتاد و جای زمین و آسمان عوض می شود.
از نگاه دیگری هم می توان به موضوع نگاه کرد؛ نگاهی که دلواپس ها از آن
حذر دارند. حضور حجت الاسلام والمسلمین سید حسن خمینی در مجلس خبرگان (در
صورت تایید صلاحیت و رای آوردن) یک فرصت است. یک فرصت برای ورود
مجتهدان جوان به جمع خبرگان. دیگر اینکه می تواند موجب تعدیل جناح
اصلاح طلب گردد. سوم اینکه تعداد آرای او برای تندروهای بداخلاق، یک سند
وزن کشی است. هرچند ممکن است اصلاح طلبان تندرو بخواهند رای او را
همانند رای آقای روحانی بنام خودشان مصادره کنند ، اما تعداد آرای او
در فضای سیاسی جامعه حرف خواهد زد.
و سرانجام اینکه تعداد آرای او درجه تب دلواپسان هر دو جناح سیاسی را
بالا پایین خواهد کرد.
تهیه وَ تدوین : عـبـــد عـا صـی
بسم الله الرحمن الرحیم
محمدرضا
حکیمی :
در جامعه های بشری – حتی جامعه های کوچک و بدوی –
همیشه فساد از قشرهای بالا و افراد
مقتدر و صاحب مقام و فرزندان و خاندان آنها، به سوی قشرهای متوسط و
پایین سرازیر می گردد و نفوذ می کند. چون فساد از دو چیز پدید می آید:
۱- بسیار داشتن (تکاثر)
۲- کم داشتن (فقر)
و سبب فقر فقیران – به نصّ آیات و احادیث – توانگری توانگران حق شناس
جلاد مسلک و تورم آفرین است.
پس اسلام، تا این اندازه با تکاثر (زیاده داری) و اسراف (زیاده خواری
بی بند و باری در مصرف)، مبارزه کرده برای همین است که یکی از علل مهم
نشر فساد در جامعه و شیوع ظلم و له شدن بیچارگان، و شکسته شدن حرمت
بشری و کرامت انسانی، غنای بیشتر از حد« قوام»است،
چنانکه امام صادق (ع) و امام کاظم (ع)
یکی از علل سقوط اخلاقی و انسانی و تربیتی جامعه را، وجود غنای تکاثری
دانسته اند.
تا عدالت اجرا
نشود، هر چه از اسلام بگوییم حرف است
اکنون ملاحظه میکنید که تا عدالت اجرا نگردد، و قسط قرآنی (رسیدن هر
کس به حق خویش) عملی نشود، هر چه از اسلام گفته شود، حرف است. فقر مانع
رشد است، غنای تکاثری مانع رشد است، زندگی های پر ریخت و پاش (که باعث
پایمال شدن حقوق دیگران و محرومیت ضعفا و محرومان است)، مانع رشد است،
مجالس اشرافی و قارونی گرفتن مانع رشد است.
عاشورا یک حرکت بنیادین و بزرگ جامعه سازی است، که حضرت امام حسین(ع)
در بیان هدف خود از این حرکت می فرماید: «ای خدا! تو خوب می دانی که ما
برای قدرت طلبی، یا دنیا خواری قیام نکردیم، بلکه خواستیم احکام روشن
دین تو را به کار بندیم، و کشور اسلامی را اصلاح کنیم، و مظلومان و ستم
دیدگان را از زیر بار ستم نجات دهیم.»
مقصود امام از امر به معروف
چسبیدن به یقه چند محروم یا جوان بیپناه نیست
پس ملاحظه میکنید، که آن امر به معروف و نهی ازمنکری که
امام حسین، در سخنی دیگر میفرمایند که
«ما قیام کردیم برای اصلاح جامعه اسلامی و اقامه امر به معروف و نهی از
منکر»
مقصود چسبیدن به یقه چهار تا محروم و بدبخت، یا چند جوان بی پناه نیست،
بلکه حرکت امر به معروف و نهی از منکر در صورت اصلی خود، قیام در برابر
ظلم و ستم است، و خروش برداشتن در برابر سران حاکم و سروران اقتصادی و
دیکتاتوری مال (که جامعه ما امروز در چنگ آن گرفتار است!) و هر حاکمیتی
که مجری عدالت نباشد.
جوانان آگاه، و مردم متدین ایران! بدانید که جز نظام عامل بالعدل، یعنی
مجری عدالت به نحو احسن، در همه چیز و در همه جا و برای همه کس، هیچ
حاکمیتی اسلامی نیست. و جزء جامعه قائم بالقسط، یعنی جامعه سرشار از
عدالت، هیچ جامعه ای قرآنی نیست. و
جز گرفتن حقوق
مظلومان از توانگران و رساندن به دست آن، هیچ اصلاحی و حرکتی عاشورایی
نیست.
در جامعه اسلامی، نخست حاکمیت باید امر به معروف شود
بنا بر این، به نصّ قرآن کریم باید «گروهی» از امت که از همه جهت
صلاحیت داشته باشند: امین، عالم، شریف، عادل، وارد به همه احکام اصلی و
فرعی اسلام، دارای شخصیتی که جامعه به آنان اعتقاد داشته باشد، و از
آنها جز پاکی و فضیلت ندیده باشد و در سنین بالا باشند، به کار انبیایی
امر به معروف و نهی از منکر بر خیزند. و چنانکه حضرت امام حسین (ع)، در
حرکت آفتاب آفرین عاشورا، با عمل نشان داده است، از جایی شروع شود، که
محل شروع فساد است،
یعنی حاکمیت. باید در جامعه اسلامی نخست حاکمیت و تمام اعضای آن مورد
امر به معروف و نهی از منکر قرار بگیرد و تطهیر شوند، سپس دیگران.
هنگامی که علی(ع) میگوید: «حاکم اسلامی و کارگزاران حکومت اسلامی
نباید هدیه قبول کنند.» چرا از هر مفسد اقتصادی، قبول پول می کنند، و
او را و ده ها امثال او را به ادامه دادن به جنایات مالی و مکیدن خون
مردم مظلوم و اقشار گوناگون ملت تشجیع می نمایند؟ چرا؟
پس – بنا بر منطق عاشورا امر به معروف و نهی از منکر، باید از بالاترین
طبقات شروع شود، تا فساد از ریشه بر افتد، و توانگرانی که قرآن می
فرماید مایه فسادند (مفسد فی الارض اند) و به هیچ گونه در برابر
اصلاحات تسلیم نمی شوند. حتی در خود پیکره دولت – تکلیف شان با قرآن و
عاشورا معلوم گردد.
جامعه عاشورا جامعه حسینی است نه یزیدی … و جامعه تکاثری جامعه یزیدی
است نه حسینی.
عاشورا همهاش روضه و غمگساری نیست/ عاشورا این نیست…!
عاشورا این نیست که با تلاش شماری منبری و مداح حرفهای (که روش آنان و
منطق و شعرشان، کاملا بر خلاف شاعران شیعه حماسه گستر دوران ائمه (ع)
است)، مردم را دریک روز معین به سر و سینه زدن را دارند و در معابر
روان سازند. بعد عاطفی عاشورا،
اگر منبریها و
مداحها به صورت ضروری و فوری و اصولی، اصلاح شوند و مردم بر یک غم
بزرگ گریه کنند، نه تنها خوب که لازم است. قلب انسان نباید به دنیای
غمهای بزرگ بیگانه باشد، اما عاشورا همهاش روضه و غم گساری نیست.
عاشورا، حرکتی برای
نفی ظلم و اجرای عدالت است، چنانکه در خطبه دوم حضرت امام حسین (ع) به
صراحت ذکر شده است. عاشورا حماسه فجرهای بزرگ انقلابهای خونینی است،
که حق محرومان را بگیرد و به آنان برساند.
عاشورا، پرچم اجرای عدالت است که بر قله خورشید نصب شده است، و اگر
شیعه کوتاهی نکرده بود و عاشورا را به جهانیان شناسانده بود، امروز
عاشورا همه محیطهای انسانی را با عدالت و انصاف آشنا کرده بود. به شرط
اینکه خود طرفداران عاشورا و حکومتهای مدعی اعتقاد به عاشورا، به
عدالت و انصاف معتقد باشند، و جامعه را بر اساس عدل و داد بسازند، و
این همه تفاوت های جهنمی و «درههای فقر» و «قله های ثروت» وجود نداشته
باشد، و یزیدیانی که در زیر نام حسین(ع) خود را پنهان کردهاند و در
میان نباشد.
اگر عالمان و حاکمان درست شوند جامعه اسلامی درست میشود
امام حسین (ع) در روز عاشورا از بشریت خواست که اگر دین ندارید آزاده
باشند. و این همه تورّم و رانتخواری و چپاول و بیبند و باری، که موجب
این همه فساد اخلاقی و سقوط انسانی در جامعه است، و این تورم آزاد و
فروشندگان جلاد، و این دستگاه قضایی ویرانه به تعبیر خود مقامات، آیا
در خور بردن نام حسین (ع) و عاشورا هست؟
من این سخنان را با عرضه یک مقیاس بنیادین و مهم در شناخت جامعه اسلامی
به پایان می برم. این حدیث معتبر از پیامبر اکرم (ص) رسیده است که
فرمود: «دو دسته از امت من هستند که اگر درست شوند جامعه اسلامی درست
میشود، و اگر فاسد شوند جامعه اسلامی فاسد میشود. پرسیدند: ای پیامبر
خدا! این دو صنف چه کسانی هستند؟ فرمود: عالمان و حاکمان.»
اینکه گفتیم اسلام از بالا شروع میکند، خوبیها و بدیها را اول، در
بالا میبیند بعد در پایین، برای همین است، یعنی بدی و فساد- مانند –
آب از بالا به پایین سرازیر می گردد، و فقیران و محرومان و معتادان و
سر خوردگان و بیکاران و بریدگان – از جوانان و غیر جوانان و همه این
گونه فسادها در جامعه اسلامی به نصّ سخن امام باقر (ع) درباره روش
پیامبر اکرم (ص) از فساد دامنه داری حکایت دارد که در بالا وجود دارد،
یعنی در میان کسانی از عالمان و حاکمان.
و اکنون، برای
انسانی که خدا به او عقل داده، و مقداری اطلاعات درست از دین در
اختیارش قرار گرفته است، جای بریدن از دین و سست شدن در انجام وظایف
نیست، اگر چه جای بریدن از هرکس و هر کس دیگر باشد. و من به جوانان
توصیه میکنم، دین خود را بیخود و مفت از دست ندهند، بلکه دین را
بشناسند، و عمل به آن را بخواهند.
منبع:
عاشورا، مظلومیتی مضاعف
به نقل از فردا
نیوز
تهیه وَ تدوین : عـبـــد عـا صـی
بسم الله الرحمن الرحیم
فاصله-ی بین غنی وُ فقیر ...
_ سمت چپ : قبلا حدود هزار پوند.
_ سمت راست : فعلا حدود دویست پوند.
پسرم این مال توست، «چندین نسل در خانواده-ی ما بوده».
فاصله-ی بین غنی وُ فقیر : گذشته وَ حال ...
روزنامه
آرمان
(خلاصه مطلب):
در جوامعی که افراد با سازوکارهای درست و اصولی و بر اساس
شایستگی و طی سلسله مراتب به جایگاههای روشن دست مییابند داراتر
بودن برخی افراد از برخی دیگر نمیتواند الزاما مشکلآفرین باشد.
اینکه چطور ممکن است فقر و نداری باعث سرخوردگی و رقابت ناسالم نشود مساله
مهمی است که حسن عشایری، پژوهشگر مسائل اجتماعی به واکاوی آن پرداخته
است. او معتقد است در حال حاضر در وضعیت نامطلوب فاصله طبقاتی اقتصادی
در کشور هستیم.
تضاد طبقاتی به چه معناست و آیا این واژه فقط بیانگر شکاف اقتصادی است؟
فاصله طبقاتی تنها به معنای فاصله اقتصادی افراد نیست، بلکه فرهنگ و
سایر شئون زندگی نیز میتواند مورد تضاد و فاصله عمیق قرار بگیرد. طبقه
متوسط در کشور ما سالهاست که روبه اضمحلال رفته است در حالی که این
طبقه عامل اصلی پاسداشت و نگهداشت فرهنگ یک جامعه است. در بعد اقتصادی
شاهد این مسأله هستیم که اقلیت ناچیزی از مردم در رفاه کامل به سر میبرند
و در رفاه اقتصادی بسیار مطلوبی به سر میبرند، در مقابل افراد زیادی
که متاسفانه بخش وسیعی از مردم را تشکیل میدهند و تعدادشان قابل
مقایسه با آن جمعیت محدود نیست در وضعیت معیشتی مطلوبی به سر نمیبرند
و شاید به سختی بتوانند امرار معاش کنند.
نوسانات و تنشهای اقتصادی در این چند سال اخیر نیز برخیها را از آن
چیزی که بودند فقیرتر کرد، در حالی که در مقابل برخی دیگر از این تنشها
به نفع خود استفاده کردند و پولهای بادآورده بیشتری کسب کردند. فقیرتر
شدن برخیها در اثر فشارها تعبیر فقر را عوض کرده و مفهوم آن را از
زندگانی به زندمانی تغییر داده است.
آیا تضاد طبقاتی میتواند باعث افزایش خشونت در جامعه شود؟
مشکل کار این نیست که فقر و فاصله طبقاتی رقابت ایجاد میکند بلکه مشکل
اساسی خشونتی است که در پس این رقابت ایجاد میشود، در حالی که این
خشونت برای خود فرد، خشونتی توجیهپذیر است.
وضعیتی را تصور کنید که در آن یک جوان که تازه به سن بلوغ رسیده و در
جستوجوی یافتن هویت است فرد یا افرادی را در نزدیکی محل زندگی خود یا
کمی بالاتر ببیند که خودروهای میلیاردی سوار هستند در حالی که خود او
شاید توان خرید یک موتورسیکلت یا دوچرخه را هم نداشته باشد.
در ذهن این جوان این تفاوتها و تعارضها خشونتی را ایجاد میکند که
برای خود او و به ویژه برای جامعه بسیار خطرآفرین است. شاید روانشناسان
از این افراد تحت عنوان عقدهای نام ببرند یا آنها را افرادی بدانند که
احساس حقارت میکنند
...
نوکیسگی و دستیابی برخی افراد به منابع ثروت به صورت یکشبه چه مشکلاتی
را ایجاد میکند؟
کسانی که به مقاطع بالای اقتصادی میرسند الزاما فرهنگشان نیز به تناسب
افزایش دارایی رشد نمیکند و برای همین از این افراد تحت عنوان نوکیسه
یاد میشود.
فرهنگ افراد نوکیسه یک فرهنگ مخصوص به خودشان است که این فرهنگ مورد
تمسخر بخش بافرهنگ جامعه مانند معلمان، دانشگاهیان و اصحاب اندیشه است.
...
افرادی که در جوامعی زندگی میکنند که در آن تحت تاثیر فشارها و
تضادهای طبقاتی و اقتصادی هستند به طور حتم رفتارهای ضد اجتماعی خواهند
داشت. این افراد دیگر جامعهای که در آن زندگی میکنند و مردم آن را
دوست خود نمیدانند و حتی در بسیاری از موارد دنبال ضربه زدن و انتقام
گیری از اجتماعی هستند که آن را مسبب توزیع ناعادلانه ثروتها و داراییها
میدانند.
در بین افراد و به ویژه نسل جوانی که شاهد و درگیر تضادهای طبقاتی
هستند جرم و ارتکاب آن معنایی متفاوت دارد ...
آیا فقر میتواند مانع از تحقق تواناییها و استعدادهای فردی شود؟
تنها راه علاج تضادهای طبقاتی آن است که برای توزیع عادلانه ثروت در
کشور تمهیداتی اندیشیده شود. اگر دنبال توزیع عادلانه ثروت در جامعه
هستیم باید برای طبقه متوسط سرمایهگذاری کنیم تا بتواند دوباره احیا
شود و بالندگی داشته باشد. طبقه متوسط ارتباطدهنده طبقات بالا و پایین
اقتصادی است و اجازه نمیدهد شکافهای اقتصادی به خلأهای عمیق و
غیرقابلجبران تبدیل شود. از سوی دیگر طبقه متوسط تربیتکننده نخبگان و
افراد فرهیخته در همه جوامع است.
امکان تحصیل در خارج از کشور و بهترین دانشگاههای جهان برای هر کسی
مطلوب است،
اما یک فرد فقیر نمیتواند حتی تصور کند که به این دانشگاهها پاگذاشته
و بتواند در این کشورهای زندگی کند در حالی که برای فرد متمول این
امکانات فراهم است در حالی که شاید استعدادها و تواناییهای آن فرد
فقیر بسیار بیشتر از فرد متمول باشد.
تاخیر فرهنگی وضعیتی است که در آن شایستهسالاری به حداقل میرسد.